نگاشته شده توسط: passionofanna | آوریل 7, 2010

ماجرای محاکمه و اعدام امیرعباس هویدا ؛ مردی که از رختخواب به دادگاه برده شد! (روزنامه اطلاعات/19 فروردین 1358)


تصویر در ابعاد بزرگتر را از اینجا ببینید

اواخر اسفند سال گذشته ، بنا داشتم مطلبی درباره ی نخستین جلسه ی محاکمه ی امیرعباس هویدا بنویسم ، که متاسفانه مجال پرداختن به آن را نیافتم . اما شاید فرا رسیدن 18 فروردین ، که مصادف با سالگشت برگزاری دومین جلسه ی دادگاه انقلابی هویدا و سپس اعدام اوست ( اعدامی که هنوز هم حرف و حدیث بر سر کیفیت آن پابرجاست ) ، فرصت خوبی باشد تا بعضی ابهامات تاریخی را از دریچه ی مطبوعات آن دوران ، مورد بررسی قرار دهیم .
نکته ی با اهمیت در محاکمه ی هویدا ، فارغ از آنکه او در پیشگاه قضاوت تاریخ در چه جایگاهی خواهد ایستاد ، شیوه ی دادرسی و محاکمه ی او توسط صادق خلخالی است . از این رو در این نوشته آن بخش هایی از محاکمه ی هویدا برجسته شده است ، که در ارتباط با مجادله ی هویدا با دادستان و رئیس دادگاه بر سر کیفیت دادرسی و برگزاری جلسات دادگاه است .
———————————————————————————————–
اولین جلسه ی دادگاه هویدا ، در ساعت 45 دقیقه ی بامداد روز پنجشنبه 24 اسفند 1357 ، در دادگاه انقلاب آغاز شد . آنگونه که در منابع آن روزها به ثبت رسیده است : « هویدا را تا وقتی که وارد دادگاه کردند و چشمش به تماشاچی ها افتاد ، نمی دانست چرا او را از خواب بیدار کرده اند . به همین علت با ناباوری به چپ و راست خود نگاه می کرد . اما رئیس دادگاه انقلاب اسلامی توضیح داد که کار دادگاه روز و شب بردار نیست ، چرا که دادگاه انقلابی است »
البته چنین دادگاه هایی از بدو پیروزی انقلاب و به هنگام محاکمه و اعدام چهار ژنرال رژیم پهلوی مسبوق به سابقه بود ، اما زمانی که دادگاه انقلابی سعی می کند در محاکمه ی هویدا ، وانمود به رعایت قوانین کیفری و حقوقی کند ، شکل نامناسبی به خود می گیرد . با این توصیفات ، وارد دادگاهی می شویم که ساعاتی پس از نیمه شب آغاز شده است و متهم را خواب آلوده در برابر بیش از دویست تماشاگر به استنطاق گرفته اند . متن خبر این دادگاه که روزنامه ی کیهان انتشار داده است را بازمی خوانیم :

محاکمه ی علنی امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله ی رژیم سابق ، 45 دقیقه پس از نیمه شب دیشب در برابر بیش از 200 تماشاگر آغاز شد . امیر عباس هویدا در حالیکه کاپشن سیاه و شلوار قهوه ای پوشیده بود ، با رنگ و روی پریده در حالیکه به شدت عرق کرده بود و با نگرانی مدام به چپ و راست خود نگاه می کرد ، وارد دادگاه شد . با ورود هویدا به دادگاه ، در حالی که او حدودا 20 کیلو از وزن خود را از دست داده بود ، دادگاه رسمیت یافت . در ابتدا رئیس دادگاه انقلاب عدل اسلامی ایران ، کیفرخواست زیر را قرائت کرد :


تصویر بزرگتر را از اینجا ببینید

آقای هویدا فرزند حبیب اله شماره شناسنامه 3542 صادره تهران متولد 1295 وزیر سابق دربار شاهنشاهی منقرض و نخست وزیر اسبق شاه سابق ، تبعه ی ایران متهم هستید به :
1- فساد در ارض
2- محاربه با خدا و خلق خدا و نائب امام زمان علیه الاسلام
3- قیام بر علیه امنیت و استقلال کشور با تشکیل کابینه های دست نشانده آمریکا و انگلیس در حمایت از منافع استعمارگران
4- اقدام بر ضد حاکمیت ملی ، دخالت در انتخابات مجلس و عزل و نصب وزرا و فرماندهان به خواست سفارتخانه های خارجی
5- واگذاری منابع زیرزمینی نفت ، مس و اورانیوم به بیگانگان
6- گسترش نفوذ امپریالیست ، آمریکا و همدستان اروپائی در ایران ، از طریق هدم منابع داخلی و تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای خارجی
7- پرداخت درآمدهای ملی حاصل از نفت به شاه ، فرح و ممالک وابسته به غرب و سپس اخذ وام با نرخ های بالا و گزاف و شرایط اسارت بار از آمریکا و دول غرب
8- نابودسازی کشاورزی و از بین بردن جنگل ها
9- شرکت مستقیم در جاسوسی به نفع غرب و صهیونیسم
10- دسته بندی با توطئه گران در سنتو و ناتو برای سرکوبی ملت های فلسطین ، ویتنام و ایران
11- عضو فعال سازمان فراماسونری در لژ فروغی ، با توجه به اسناد موجود و اقرار متهم
12- شرکت در اخافه و ارعاب مردم حق طلب همراه با کشتار و ضرب و جرح آنان و محدود کردن آزادی آنها با توقیف روزنامه ها و اعمال سانسور مطبوعات و کتب
13- موسس و اولین دبیرکل حزب استبدادی رستاخیز ملت ایران
14- اشاعه فساد فرهنگی و اخلاقی و شرکت در تحکیم پایه های استعمار و ایجاد قضاوت کنسولی در مورد آمریکائی ها
15- شرکت مستقیم در قاچاق هروئین در فرانسه در معیت حسنعلی منصور
16- گزارش خلاف واقع با انتشار روزنامه های دست نشانده شما و تعیین سردبیران دست نشانده در راس مطبوعات
17- نظر به صورت جلسات هیات دولت و شورای عالی اقتصاد و مقالات شاکیان خصوصی از جمله دکتر علی اضغر صدر حاج سید جوادی و با توجه به اسناد به دست آمده از ساواک و نخست وزیری با شهادت دکتر منوچهر آزمون ، محمود جعفریان ، پرویز نیکخواه و اقاریر شخص متهم ، چون وقوع جرایم مسلم است ، دادستان دادگاه انقلاب اسلامی ، صدور حکم اعدام و مصادره اموال شما را از پیشگاه دادگاه تقاضا دارد 

با خواندن کیفرخواست ، هویدا در حالیکه اصولا تا قبل از تشکیل دادگاه از محاکمه ی خود اطلاع نداشت ، در حالیکه سعی می کرد به تدریج خونسردی خود را بدست آورد گفت : من در برابر یک ادعانامه هستم که در اینجا تهیه شده و برای دادگاه و عموم قرائت شد ، من چطور می توانم از خودم دفاع کنم . وی اضافه کرد در مورد کاپیتولاسیون در برابر آمریکائی ها ، در آن زمان من اصلا رئیس دولت نبودم ، من آنزمان وزیر دارائی بودم و بعد هم برای مذاکرات اوپک در خارج از ایران بودم .
رئیس دادگاه توضیح داد که کار دادگاه شبانه روزی است . اسناد از ساواک ، نخست وزیری ، وزارتخانه ها توسط گروه های مختلف جمع آوری شده و دادگاه تمام دلایل لازم را در دست دارد و بهمین علت دادستان تقاضای تشکیل جلسه را کرده است .
در این هنگام هویدا مجددا به حرف آمد و گفت : اینکه می گوئید مس را دادم به آمریکایی ها ، صحت ندارد . اگر امر می فرمائید من محکوم شوم ، هر چه صلاح است . زندگی یک فرد در برابر زندگی ملتی چه ارزشی دارد . من از 17 آبان در توقیف هستم و اطلاعی یا رابطه ای نداشتم تا این اطلاعات را در اختیار شما بگذارم . اما در مورد محاربه با خدا ، من از خانواده ی متدینی هستم . نه تنها محاربه کلمه ی صحیحی نیست ، فکر می کنم برعکس ، در راه اعتقادات دینی به خانه خدا رفتم ، زیارت کردم ، مادر پیری دارم که او هم اعتقادات مستحکمی دارد . بنده از دادگاه می پرسم کجا با خدا محاربه کردم و کدام انسانی می تواند با خدا محاربه کند . محاربه از حرب می آید ، یعنی جنگ با خدا .

در بخش دیگری از دادگاه ، هویدا چنین ادامه می دهد : « باید به متهم وقت داده شود تا بتواند حداقل روی کلیات خودش را آماده کند . و تصمیمی که میگیرید آن هم در ساعت 12:30 شب . دیروز و امروز دو ساعت از من تحقیق شده است ، اما بنده در اختیار شما هستم و هیچگونه ادعایی ندارم که بخواهم رویه ی دادگاه را تغییر دهم . من از 17 آبان توقیف هستم . خودم هم سوال می کنم چرا توقیف شدم . بنده دستم نه با خون آلوده است و نه با پول . اگر با پول بود ، حتما جناب دادستان اطلاع دارند و اگر با خون آلوده بود ، که گفته می شد و مطرح می گردید . اینجا یک سیستم حکومتی بود خودتان در اینجا زندگی میکردید می دانید چه مقاماتی چه تصمیماتی می گرفتند و چه مقاماتی چه کارهایی می کردند و نخست وزیر چه مسئولیت هایی داشت . راجع به اختناق گفتید ، راجع به سانسور مطبوعات گفتید ، اینها مسائلی است که ساعتها حرف لازم دارد . شما یک نخست وزیر را آورده اید اینجا ، در حالی که 5 نخست وزیر خارج شده اند : آیا من نمی توانستم در شانزه لیزه یا خیابانهای نیویورک قدم بزنم ؛ پس چرا توی مملکتم هستم ؟
چرا بنده از دولت برکنار شدم ، چرا از وزارت دربار برکنار شدم ؛ این ها همه مسائلی است که باید مطرح شود و آنگاه دادگاه قضاوت کند که چطور شد یکی از نخست وزیرها در آخرین روزهای حکومت قبلی از ایران خارج شد و اضافه کرد که من متهم هستم ، اما جان بنده هیچ ارزشی ندارد . اگر باید محکوم شوم ، حرفی ندارم .
هویدا در قسمت آخر دفاعیات خود گفت : « بدرخواست من صلیب سرخ جهانی برای بازدید از زندانها به ایران آمد . رفتند زندانها را بازدید کردند و گزارش دادند که علائمی روی افراد دیده شده که این علائم حتما اثر شکنجه است . ولی ساواک ادعا کرد که آنها در موقع دستگیری زخمی شده اند . بعد قرار شد چند طبیب به زندانها برود ، چون نوشته شده بود بهداشت و درمان صحیح در مورد زندانیان انجام نگرفته و پزشکان هم تائید کردند . اما به کمیسیون عفو بین الملل اجازه ی بازدید از زندانها داده نشد . اما آقای انالز دو دفعه به نمایندگی به ایران آمد و نزد شاه رفت و در مورد چند نفر اطلاعاتی کسب کرد . هویدا تصریح کرد که تصمیم گیری در این موارد به عهده شاه بود .
هویدا در آخرین قسمت حرفهایش به زندگی شخصی خود پرداخت و یادآور شد حب و بغض برعلیه کسی ندارم ، زندگی ام هم از هر لحاظ روشن است ، گفتم دستم به مال آلوده نیست بروید ببینید . نخست وزیر بودم اما زندگی کوچکی داشتم . مادر پیر هشتاد ساله ای دارم که به او فوق العاده علاقه مندم ، چرا که وقتی پدرم فوت کرد من 9 ساله بودم و برادر کوچکم 5 ساله . از مال دنیا هم چیزی ندارم . منزلم هم گویا زیر نظر کمیته است . از طرفی خودم هم قبول نکردم مادرم باینجا بیاید و مرا ببیند ، بهتر است که این اوضاع را نبیند و با خاطرات گذشته دلخوش باشد .
هویدا به اینجا که رسید با دستمال سفیدی عرق سر و رویش را به آرامی پاک کرد ، از دادگاه تقاضا کرد که در فرصت دیگری تشکیل جلسه دهد تا او بتواند با جمع آوری دلایل دیگری که خود ضروری می داند ، از خود دفاع کرده و مجددا در برابر دادگاه حاضر شود


تصویر را در ابعاد بزرگتر ، از اینجا ببینید

بدین سان اولین جلسه ی محاکمه ی هویدا در ساعت 3:30 بامداد بیست و چهارم اسفند 1357 به پایان می رسد . کمتر از یک ماه بعد ، هویدا در ساعت 14:25 ظهر شنبه 18 فروردین 1358 به شعبه ی دوم دادگاه انقلاب آورده می شود .
در ابتدای جلسه دادستان دادگاه انقلابی به شرح اتهامات هویدا می پردازد و از جمله در قسمتی با پیش کشیدن ماجرای کاپیتولاسیون ، چنین می گوید : « در اواخر صدارت ایشان قراردادهای ضاهر الصلاح نفتی از نظر ایشان بسته شد تا سیطره ی کمپانی های نفتی و اربابانشان و رفقایشان را هر چه بیشتر استمرار بدهند . در زمان صدارت ایشان قراردادهایی درباره ی اورانیوم و مس بسته شد و قراردادهای همکاری نظامی با آمریکا و ممالک غربی و دیگر مستعمره چیان منعقد شد . در کابینه ای که ایشان عضوش بودند ، در زمان منصور ، کاپیتولاسیون تنها چیزی بود که حکومت به آن می نازید . و آمریکائی ها و حتی آشپزها و راننده های آمریکائی ها اختیار پیدا کردند که هر چه می خواهند بکنند و عالی ترین مقام قضایی و سیاسی و دینی این مملکت حق اعتراض نداشته باشد . آقایان ! شما که این قانون را وضع کردید ، فکر نکردید که اگر یک آمریکایی به شاه مملکت یا مرجع تقلید مملکت اهانت بکند ، ما باید آنها را رها بکنیم تا بروند در آمریکا محاکمه شوند .
هویدا در پاسخ به این فراز از اتهامات چنین گفت : « اینطور به اطلاع من نرسیده ، اما من نمی خواهم بیش از این صحبتی بکنم . بنده باید بعرض شما برسانم که آن سوالاتی که از من کردند و آن مسائلی که طرح شد ، مسائلی است که تمام فرمایشات جناب آقای دادستان را دربرمی گیرد . من تعجب می کنم که ایشان صحبت از اربابان من کردند و منظورشان در موقع ادای کلمه ی اربابان ، آمریکائیان بودند . اگر آمریکائیان اربابان من بودند ، جناب آقای رئیس من اینجا چکار می کردم ؟ الان بنده اینجا خدمتتان نبودم . جناب آقای رئیس ، بین تمام نخست وزیرانی که قبل از من و بعد از من بودند ، کدامشان در اینجا در تهران هستند ؟ کدامشان خودش با پای خودش رفت به مدرسه ی رفاه ؛ کدامشان با پای خودشان آمدند ؟ اگر آنها اربابان من بودند ، بنده از هفدهم آبان توقیف نمی شدم . بنده از هفدهم آبان زندانی هستم . در زندان اوین بودم و بعد به شیریان رفتم و بعدا خودم شخصا ، خیال می کنم ، در مدرسه ی رفاه و هم چند ثانیه ای جنابعالی ( رئیس دادگاه ) را در کریدور دیدم و خودم به دست خودم استدعا کردم کمیته بفرستند به دنبال من و با من صحبت کنند . اگر تقصیری هست و من تقصیری دارم و هیچ فردی در دنیا بدون تقصیر نیست ، بنده ترجیح می دهم جناب آقای رئیس ، این تقصیرهایی که انجام داده ام کارهای بدی که انجام داده ام ، آنها را اینجا مدنظر بگیرید ، نه آن کارهایی را که من نکرده ام . صحبت از اینجا شروع می شود . جناب آقای رئیس که بنده عرض کردم کیفرخواست را می خواستم و استدعا کردم از جناب دادستان اجازه بفرمایند که آن اطلاعاتی که بدست باید بیاورم تا پاسخ ایشان را بدهم بدست بیاورم ، ولی کسی بمن این اجازه را نداد . مجددا اینحا راجع به اورانیوم و مس صحبت میکنند . بنده که عقل کل نیستم که تمام قراردادها را در مغزم سپرده باشم که الان بتوانم در مورد این دو موضوع صحبت کنم . مس چطور اداره میشد ، قراردادی دارد و ضمنا در اینجا ، میروم پائین تر ، چرا همه را به گردن من می اندازید ؟ »
هویدا در بخش دیگری از سخنانش که در نقد شیوه ی دادرسی از خود بود ، چنین گفت : – چهار روز است که دو نفر از قضات عالیرتبه از اینجانب بازپرسی می کنند . دیشب هم در حضور جناب آقای دادستان کل ، درباره این موضوع صحبت شد و به بنده اطلاع دادند که دنبال کنم و این موضوع بعدا در محکمه ای تعیین خواهد شد . من با تمام مسائل در عرض این چهار روز ، از ساعت 7 و نیم صبح یا 8 تا ساعت 7 و نیم شب پاسخ خیلی از سوالاتی که اینجا جناب دادستان این دادگاه فرمودند را ، دادم . بنده روشن نیستم ؛ اگر دادگاه قربانی می خواهد ، بنده تسلیم هستم هر تصمیمی که بگیرند ، بنده عرضی ندارم . اگر در اینجا حق دفاعی از خودم را دارم ، اجازه می خواهم صحبت هایم را بکنم و من اطمینان دارم افرادی که در این دادگاه تصمیم می گیرند ، حتما هیچگونه نظری نه این طرف و نه آن طرف ندارند ، حتما روی اصل عدالت اسلامی تصمیم خواهند گرفت .

- رئیس دادگاه : همانطور که اطلاع دارید ، کیفرخواست در اولین جلسه برای شما خوانده شد . شما پیرامون کیفرخواست گزارش هایی داشتید و شروع کردید به صحبت . مطالبی هم در آن خصوص گفتید . در مورد اینکه آیا باید از خودتان دفاع کنید ، این حق شماست و دادستان دادگاه مطالبش را برای شما گفته است . شما هر نوع صحبتی که در خصوص مسائلی که بعنوان دفاع از خودتان تصور می کنید مفید است ، بفرمائید .

-هویدا : اجازه بفرمائید که من عرضم را بکنم . اگر هم خدای نکرده در جملاتی که می گویم ، یک ناراحتی ایجاد می کند ، از قبل ، دادگاه و اعضای دادگاه عفو کنند . ولی عرض می کنم ، جلسه ای تشکیل شد که جناب آقای دادستان کل به بنده گفتند که کیفرخواست مسلما در موقع خودش به اطلاع شما خواهد رسید . بنده الان اینجا روشن نیستم که راجع به کدام کیفرخواست صحبت می کنیم . این کیفرخواستی که امروز ظهر ، هنوز نصف بازجویی به عمل نیامده و بازپرسی بعمل نیامده ، و صحبت از کیفرخواست قبلی می کند .

———————————————————————————————–

دوین جلسه ی دادگاه هویدا در ساعت 18:30 دقیقه پایان یافت و دقایقی بعد حکم اعدام هویدا صادر شد … با این حال سوالی که پس از گذشت قریب سی سال از آن ماجرا می گذرد این است که آیا هویدا به جوخه ی اعدام سپرده و تیرباران شد ؟
عکسی که روزنامه ی اطلاعات فردای آن روز از جنازه ی هویدا در سردخانه ی پزشکی قانونی منتشر کرده است ، آشکارا نشان می دهد که تنها یک گلوله به گردن هویدا اصابت کرده است و دیگر نشانه ای از اصابت گلوله به او ، بچشم نمی خورد ؛ که این مساله ، فرض معروف را در مورد شلیک هادی غفاری بسوی هویدا در راهروی دادگاه را تقویت می کند . آن هم درست در هنگامی که ماموران نخست وزیری به شتاب برای متوقف کردن اجرای حکم اعدام بسوی دادگاه روانه شده بودند .از طرف دیگر ، آخرین مصاحبه ی هویدا با خبرنگار روزنامه ی اطلاعات که در ادامه ی همین مطلب خواهید خواند نیز نشان می دهد که هویدا انتظار نداشته است که چند دقیقه پس از پایان جلسه ی دوم اعدام شود … آیا آنگونه که هویدا در این جلسه می گوید : « دادگاه قربانی می خواست ؟! »

About these ads

Responses

  1. ای وای به حال ما که با خود چه کردیم.

  2. درود بر شما دوست عزیزم … سپاس از این لینک خوب شما ، بسیار نکات خوبی داشت مخصوصا اون قسمتی که آخرین خواسته مرحوم هویدا بود ، ایشون شخص با سواد و با مطالعه ای بود ، واقعا نمی دونم چی بگم چطور خیلی از افراد متشخص جامعه ما قربانی این سیستم کثیف این حکومت شدند….. از شما که مطالب و روزنامه های قدیمی رو بیرون میکشید و لینکای خوبی رو میذارید بسیار سپاس گذارم…@};-
    با تاخیر سال نو رو هم به شما تبریک میگم دوست عزیز ، امیدوارم سال خوب و خوشی را داشته باشید @};-

    • عزیز من

      اگر آن رژیم جنایتکار نبود که سرنگون نمی شد. غصه گذشته خوردن, انسانها و کشور را به هیچ راه درستی هدایت نمی کند. در ثانی با سرنگونی هر رژیم استبدادی متاسفانه عده ای بیگناه هم کشته می شوند ولی آقای هویدا جز آنها نبوده.
      شاد باشی.

  3. انسانی اندیشمند که به اشتباه وارد سیاست شد و بیگناه کشته شد.
    پاک و دستش آلوده نبود.
    قربانی بود یادش گرامی باد

  4. عجب!
    جنایت جنایت را نمی پوشاند! اگر اینها جنایتکارند نمی توان جنایت های سایرین را نادیده گرفت

  5. حالا ببينيد هادي غفاري در مورد خامنه اي چه ها گفته

  6. بله متأسفانه انقلاب قربانی میخواست و خواست و خواهد خواست!

  7. سلام خدارحمت کنداین انسان آزاده ودرعین حال بسیار ارزشمندرا.هادی غفاری وامثال او بایدتقاص آدمخوری خودراپس دهند.خوشابه حال آقای هویداکه انسانی آزاده ازدنیارفت…چه مردبزرگی بود.

  8. آخوندعينكى عمامه سفيد.كه كنار هويدا نشسته و اورا نگاه ميكند.هادى غفارى قاتل هويدا و شكنجه گروقاتل حدودهزار ايرانى پيش و پس از اين جنايت.ساكن تهران.خيابان دماوند.نارمك. بنياد الهادى ميباشد.امروز نيز همان شكليست.فقط چاق وريشش سفيد شده.

  9. كسي كه راجب هويدا اينچنين در روزنامه اطلاعات نوشته علي رضا نوريزاده است او بعنوان روزنامه نگار اطلاعات در دادگاه حضور داشت

  10. با سلام
    من از مطلب شما در زمینه: عطا الله مهاجرانی، دکتر جکیل و آقای هاید! استفاده کردم و البته با ذکر منبع
    لطفا لینک وبلاگ من را در پیوندهای خود تصحیح کنید
    anoosheh.wordpress.com
    با سپاس فراوان
    سبز باشید و سربلند

    • ممنون دوست گرامی … مطلبتان را البته پیشتر خوانده بودم … لینک را هم تصحیح می کنم .

  11. پس حسين جنايتكار بود و سرنگون شد.على جنايتكار بود كه سرنگون شد. سالوادور آلنده جنايتكار بود كه سرنگون شد.آيا اينجا بحث سرنگونيست؟چرا براى پاك كردن هر يك از جنايات حكومت اسلامى.به آدرس هاى ديگر اشاره ميشود.دخترو پسر دانشجو.جوان و نوجوان ايرانى آيا جنايتكارند؟كه شكنجه.تجاوزجنسى و سربه نيست ميشوند.جنايت بودن اين آدمكشى با مشاهده عكس جسد كاملا آشكارست و حكومت اسلامي و عواملش.جنايتكارند.

    • خیلی عذر می خواهم آقا یا خانم دیر آشنا,

      لطفا یکم بیشتر مطالعه کنید. برای شما ضرری نخواهد داشت ولی برای دیگر انسانها سودی بسیار. شما اولین شخصی هستید که حسین و علی و … را با شاه مقایسه می کنید. به قول معروف جل الخالق. خوب متوجه شدم اگر شخصی جنایتکارتر از هیتلر زمانی آمد دیگر انسانها حق ندارند هیتلر را جنایتکار بنامند!
      شاد باشی

      • اولیش من بودم ایشون از من یاد گرفته. شما خوابی برادر 34 سال دیگه هم جنایت ببینی صدات در نمیاد! جرا؟ منفعت داری؟ مرد حسابی ساده ترین پاسگاه های امروز به راحتی جنایت میکنن.

  12. فرضا من بى مطالعه.نوشته خودت را بخوان و براى اينكه به ديگران سود برسانى.ترجمه كن.(اگر)آن رژيم ……٠ من هم ميگويم.يعنى(چون)جنايتكار بود.سرنگون شد؟(اگر)جنايتكارنبود.سرنگون(نمىشد)؟بهمين استدلال شما نتيجه گرفتم.على و اولادش.جنايتكار بودند.وگرنه سرنگون نميشدند.با همين استدلال شما.ميگويم.آخوندها و مزدورانشان (چون جنايتكارند)سرنگون.محاكمه و مجازات خواهندشد.آيا تشخيص من از نوشته شما غلط است؟

  13. سلام/
    deerashena به نظرمن کمی مطالعه کن ومغرضانه ننویس.تونه حسین می شناسی ونه علی.ماایرانیهاهرآن یادگرفتیم گناه غفلتمان راگردن کسی بیندازیم.حالابه این بندگان خوب خداتوهین کن بعدچی؟؟؟یعنی خیال نداریدبه جای فحاشی به این وآن کمی درخودمان کاوش کنیم ودنبال نقاط ضعف خودمان باشیم.به هرحال به نظرمن مابایدبه هرکسی اعتمادنکنیم وبدانیم پیرامون کشورمان چه می گذرد.به امیدایرانی آباد وآزاد…..

  14. حالا كه از طوفان به نسيم تبديل شدى.مگر تو در كجا تولدوتربيت يافته اى كه آنها را ميشناسى و من نميشناسم.تو كه از ۵ سانت بالاتر سند نوشته من. دروغ ميگوئى.از كجا باور كنم كه نسبت به بيش از هزارسال پيش راست ميگوئى؟؟من در كجاى نوشته (توهين يا فحاشى)كرده ام.آنقدر حاضر به جواب نه(حاضر به دروغ)هستى كه پرسش مرا مغرضانه. و فرار از جنايت مشتى دزد بى هويت كه بنام دين اسلام. خانه مرا اشغال كرده و مردم را شكنجه ميكنند را.راست نويسى ميدانى؟آيران آبادوآزاد جاى مشتى تروريست ضدايرانى و مزدورانشان نيست.به اميد ايرانى آزادوآباد.

  15. ببین دیارناآشنادورغگوتوهستی که تربیت ات چسبیده کف پاهات..تووامثال احمدی نزادازیک تیروقبیله هستید هردوچماقدار.به توچه که درموردانسانهای بزرگ اینچنین قضاوت می کنی.قاتل تویی که قل کوته فکرت رابکارنمی اندازی وبعدازاین حکومت هم ازکس دیگرتوسری خواهی خورداحمق

  16. خوانندگان قضاوت كنند.اين چماقدار چاقو كش خامنه اى جانى يا من؟كدام دروغ گفته ايم؟نوشته ها موجود است.او ميخواهدبا مثلا پريدن به يك مليجك بنام احمدى نژاد.دفاع مفتضحانه از٣١ سال رذالت و جنايت آخوندها در كشور ايران را مخفى نمايد.بدبخت تو كه مرا بى عقل ميدانى.آن انسانهاى بزرگ كه ميگويى.اولا سندبزرگى.كو؟دوم براى ايران چه خدمتى كرده اند؟كه من بزرگشان بدانم؟ميدانم.چاقوكشان بسيجى بشدت عصبانيند از اينكه.من(دست بسته در مسجدمحلشان اسير نيستم)و على رغم ناتوانى با مغز فندقيشان.مجبورند با كلمات عربده كشى كنند.ايران مال ايرانيست.نه مزدوران آخوند.بزودى خواهيددانست.

  17. سلام دیارناآشنا بسیجی مزدور توهستی که به این راحتی به دیگران توهین می کنی درست مثل انتری نژاد وبیت آدمخواران..ببین حضرت رسول ازنگاه من وعده بی شماری پیامبرخدابوده وراهنمای بشریت.اگرتوشعور درک وفهم این نکته رانداری مشگل حماقت خوودت است وبه من هم هیچ ربطی نداره.خداتوراآزادخلق کرده وبه من چه که توبخواهی چگونه مردگی کنی.اما حق توهین به این بزرگان رانداری وحتی حماقتت هم اجازه نداره به عقیده ملیونهخاانسان بی حرمتی کند.این کاراحمقهای مانندانتری نژاد.امروزکه اینگونه گستاخی توفرداکه قدرتی دست بیاد حتماآدمخورمی شوی باورکن.به هرحال دیگه جواب بیشعوریت رانمی دهم چون امثال توازروی نفهمی حمله می کنید.خداشفات بده ودلت راهدایت کند.

  18. بى شعور و نفهم آن چاقوكش خامنه اى فاسداست.كه بدون حتى يك كلمه توهين به على و حسين.ناگهان با ناشيگرى بسيجى(محمد)را نيز به ميان آورده تا آلبوم دروغ و نفهميش را تكميل كند.تو چرا بجاى فشار به خودت .يك نمونه از اهانت در نوشته من نسبت به همين سه نفر نامبرده كه در همين صفحه موجود است نمى آورى؟آقاى خيلى با ايمان.براى تو و به ادعاى تو عده اى.پيامبر خداست.بى شعور و احمق تويى كه ميخواهى با شلاق كلمات. اين باورت را به من تحميل كنى.اگرتو مغز تحقيق ندارى به من چه.بهرحال چون موجودات چماقدار مثل تو ارزش مباحثه را ندارند. فقط (يك نمونه)از توهين نسبت به همين سه مقدس ادعايى خودت.از نوشته من.بياور.يا سربكوب به ديوار پايگاه بسيج محلتان.و خاموش باش.پرت و پلا ننويس .نوشته من موجود است.نمونه بياور.

    • دمت گرم داداش حال کردم

  19. دیارناآشنا اول اینکه آقاخودتی ودوم اینکه بروکامنت خودتوبخون.تونوشتی پس علی وحسین هم قاتل بودنددیگه!!مگه این نوشته تونیست؟؟؟توچراداری خودتومی کشی؟؟من می گم دستگاه ولایت وقیح علی خامنه ایی به اندازه کافی ازسرکوب استفاده می کنه شماهادیگه لازم نیست ازطرف دیگر به عقیده واحترام وعلاقه دیگران حتی 1نفرتوهین کنید.اشتباه می گم؟؟؟حالاخودتونکش یه لیوان آب بخوروقوم علی خامنه ایی رالعنت کن.

  20. من با تو هيچ مشكلى ندارم.بازم ميگم آقا.خصوصا آقاى محترم.خدا پدر ترا زياد بيامرزه.به خامنه اى ولى فقيه و عواملش زياد لعنت كنه.چرا نضفه ميخونى؟ اين نوشته بعنوان سوال كه منفى بودن با نام آلنده از درون آن پيداست.به استدلال آبكى و مزخرف كسى هست. كه نوشته اگر جنايت كارنبود سرنگون نميشد.يعنى علت سرنگونى جنايتكار بودن است.من چون اين مزخرف را نميپذيرم.اين ادعارا مطرح كرده و با()توضيح نيز داده ام .تو بجاى او. پريدى وسط.دروغ سرهم كردى.مضافا اينكه قبول نداشتن محمد به پيامبرى.توهين نيست.على را بسيارى از مردم دنيا اصلا نميشناسند يا بزرگ نمى دانند.ولى توهين نكرده اند.يعنى وهنى در بزرگ ندانستن اينها نيست.تو هوچيگرى و اهانت را شروع كردى و مسلما در تمام پاسخها از كلماتى كه در كامنت توست استفاده كرده ام.ضمنا در اينگونه موارد آب نميخورم.سينگل مالت با يخ مينوشم.

  21. دیارناآشنافعلاکه داری حرص می خوری بخورتابترکی به من چه.هرکس بادین اسلام واقعی نه ساخته دست مللاها آشناشده علی رابه عنوان بنده خوب خداشناخته.به من نظرمن همون بهترکه آب بخوری باورکن.اینجامال نظردادن ومن هم نظرم راگذاشتم.اگرتومی گی توهین نکردی.باشه من معذرت می خوام آقاهم خودتی.

  22. نام مرا استهزا كردى.پاسخش.تو فقط سيم هستى.چون نسيم كه اينقدر كودن نميشود.بدليل اينكه ميتواند به همه جا سر زده و بياموزد.اما سيم هرچه در آن جارى كنند.فقط همان در اوست.و همان را انتقال ميدهد.اگر برق. اگر امواج صوتى.يا مثل تو پارازيت.دوم:مگر تو سرت را به ديوار بسيج كوبيده و تركاندى؟كه من بتركم.اى مفلوك.بجاى رفتن در بسيج.ميتوانستى يك كار با شرافت انتخاب كنى.آيا چون بعضى ها.خمينى كثيف.خامنه اى فاسد.مصباح يزدى لواتكار.پاسدارنقدى بچه هرجايى.قالى باف قاچاقچى روسپى به خارج. و امثال اينها را مورد احترام قرار ميدهند.من هم بايد؟بيچاره١ ميلياردنفر سنى به فرمانده ارشد حمله به ايرانيان كه با كشتن مردان و بردگى جنسى زنان و كودكان هنوز ادامه دارد(عمر پسر خطاب)احترام ميكنند.اما تو كه به يكى از افراد تحت امر او(على پسرابوطالب)ايمان دارى.به فرمانده او(عمرپسر خطاب) فحش ميدهى.چگونه شما ١ ميليارد را آدم نميدانيد و بين(دونفرعرپ هم رديف)و هم دوران. يكى رامحترم و ديگرى را منفور شمرده و خود را درست ميدانيد؟اما من بين رضاشاه بزرگ.(پدر ايران نوپن)كه براى من و خانواده ام. بهدارى منظم.آموزش و پرورش منظم.امنيت اجتماعى.راههاى مواصلاتى.و دانشگاه و ….را فراهم نمود را به(على پسر ابى طالب)كه هيچ يك از انها را براى من و خانواه ام نكرده.ترجيح داده و محترم ميشمارم.به اجنبى زادگان بسيجى توهين كرده ام.بيچاره ها همين خواندونوشتن را مديون و مرهون رضا شاه بزرگ(پدر ايران نوين)هستيد.وگرنه اگر خيلى ترقى ميكرديد.بايد دور خود ميچرخيديدو(جامع المقدمات)ميخوانديد.برو آب يا هرچى دوست دارى بخور ولى فكر كن.اگر مزدور و(مامور به نوشتن)از طرف جايى نيستى.تو همچنانكه در سايت موجود است.از اول به دفاع كامنت مزخرف يك همكارت.بجاى استناد فقط چرت وپرت و مقدسات و خزئبلات نوشتى.خجالت بكش.پس از اين نظر بنويس.نه اينكه ديگران را احمق و بى مطالعه و….خطاب كنى.

  23. ای ول دیر آشنا………. ال حق که خوب جواب این آدم هوچیگر رو دادی.

    بهترین تصمیم همون بود که گفتی‌، اعتماد به شور و فهم خوانندگان. خدا رو شکر همه کامنت ها، حی و حاضر، خوانندگان خود قضاوت میکنند.
    من که هیچ تو کامنتات ندیدم شما به بزرگان دین اسلام توهینی کرده باشی‌!!
    این نسیم عزیز، بهتر بود به جای هوچیگر، دوباره مطلب شما رو می‌خوند و کمی‌ فکر میکرد. دیگه اینهمه جیغ و فریاد و توهین لازم نبود!!

  24. خانم زهره بنده سپاسگزارم.اما بيش از احساس جلب توجه به خود.دو تلاش دارم.يك:آندسته از هميهنان كه فريب به قول شما هوچيگرى اين افراد را ميخورند.دريابند كه اينها زود با مقدس بازى و تحريك احساسات.اقدام ميكنند.دوم اينكه.همين كامنت شما به اين عوامل حكومت دزدان و جانيان ضدايرانى بفهماند كه:دوران رمالى و آخوندبازى زمان قاجار نيست.امروز شواهد ميمانند و مردم هوشيارند.درپايان اينكه همانگونه كه اشاره فرموده ايد.از ابتدا. هدف پوشاندن جنايات ٣١ ساله اين حكومت و انحراف از اصل موضوع جنايت بود.چون نتوانستند.تا ادعاى اهانت به محمد پيش رفتند.بهمين دليل آشكار اينها خواننده عادى نيستند. دستور دارند.اذهان را از توجه به:دزدى.جنايت.و اينهمه فسادو ايرانسوزى سيستماتيك.منحرف كنند.

  25. ببین دیارناآشناتوخودت ازعوامل حکومتی!چون آمدی تاتفرقه بیندازی.اگرنه کسی باحکومت آدمخوارولایت وقیح کاری نداره.کسی که خداراشناخت هرگز بامزخرفات امثال توازمیدان به درنمی شه.تودورغگووشارلاتانی هستی که ازاحمدی نژادکم نداری وآمدی تامیان مردم رابهم بزنی اگرنه شعورتودرحدی نیست که بخوادکسی راروشن کند.چون بافحاشی به اعتقادات بقیه کسی روشن نمی شه.فهمیدی؟؟حالاتافرداحرص بخوروبمیر

  26. شما را چه میشود ؟

    تا زمانیکه اینگونه با هم اختلاف داریم و متحد نیستیم راه به جائی نمی بریم .
    متاسفانه در بیشتر سایتها همین اوضاع رو مشاهده میکنم یکی تا اسم دین و امام رو میاره اون یکی شروع میکنه به توهین و اهانت و مشاجره شروع میشه . بابا بس کنید .
    حکومت تا الان از همین اختلافا استفاده کرده . اگه انقلاب 57 پیروز شد بخاطر این بود که کلیه گروهای مخالف از همه قشر با هم سر اینکه رژیم بایستی عوض شود هم رای بودن . ولی متاسفانه الان اینطور نیست . اون به اصلاح رهبرای جنبش سبز درایران که طرفدار جمهوری اسلامی هستند و میلی به تغییر رژیم ندارن و همین دلیلی برای به ثمر نرسیدن جنبش سبز به نتیجه نهائی بود ولی در کشورهائی همجون مصر و تونس این مسئله وجود نداشت .
    خلاصه باعث تاسف است که اینگونه به جون هم افتادین

  27. اینکه تازه نبود.قدیمی است.

  28. درجواب این نسیم.میگم هرخواننده ای با خواندنِ این صفحه میفهمه که مزدورهای حکومتِ کثیفِ جمهوری اسلامی بشدت بدبخت وبیسوادندمثل تو.آخه این بنده خدا دیرآشنا کجا به کسی اهانت کرده؟چون سوالش اونجای رهبرتونو درد آورده تو دادوفریادو فحاشی میکنی.خاک برسر مزدوران حکومت اسلامی.مطمئنم روزی میرسد که یک شبه مجبور میشویدرنگ عوض کنید چون در جریانِ حرکت مردم نابودخواهیدشد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 71 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: