
سفر روسای جمهوری اسلامی ایران به لبنان، همواره سفرهای مهمی به حساب می آمده است. لبنان برخلاف سوریه، هیچ گاه به حیاط خلوت جمهوری اسلامی بدل نشد. گرچه جریانهای شیعی از اواسط دهه ی 1980 با حمایت های جمهوری اسلامی توانستند قدرتی نسبی یابند، اما با این حال جامعه ی متکثر لبنان، عملا این امکان را از جمهوری اسلامی سلب می کرد تا بتواند همان سیاستی را که در قبال سوریه پیش گرفته، در مواجهه با لبنان نیز اجرایی کند. حزب الله یا دیگر گروه های شیعی در لبنان، هرگز همه ی واقعیت لبنان به شمار نیامده اند، اما در جمهوری اسلامی، نگاه ویژه ای که به گروههای شیعی در مناسبات سیاسی لبنان می شود، همواره شائبه ی دخالت و جانبداری مقام های سیاسی و نظامی ایران در قبال سرنوشت لبنان را در پی داشته است.
سفر روز گذشته ی محمود احمدی نژاد به لبنان، اغلب با شدت و هیجانی وصف ناپذیر در رسانه های جهانی بازتاب می یافت. اغلب آنها به استقبال هواداران حزب الله لبنان و پناه جویان فلسطینی از او اشاره می کردند؛ اما در رسانه های وابسته به دولت، این سفر تاریخی و استقبال مردم لبنان از آن باشکوه توصیف می شد.
این توصیفات اغراق آمیز رسانه های حکومتی از این سفر، مرا به یاد سفر دیگری انداخت. بیش از هفت سال قبل، زمانی که محمود احمدی نژاد به تازگی با پیشنهاد تصدی شهرداری تهران مواجه شده بود، رئیس جمهوری اسلامی وقت، محمد خاتمی بار سفر بست و به عنوان اولین رئیس جمهوری ایران پس از انقلاب عازم لبنان شد. گرچه به نظر می رسد خاتمی نیز چون دیگر رئیس جمهورها در نهایت سیاست نزدیکی به گروه های شیعی در لبنان را دنبال می کرد، اما استقبال از او شیوه ی دیگری را پیمود. دیگر مستقبلین، تنها افراد حزب الله و گروه های فلسطینی نبودند، بل در میان جمعیت می شد تنوع و گستردگی مذهبی، سیاسی و قومی را به خوبی مشاهده کرد. برخلاف احمدی نژاد که در فرودگاه نبیه بری رئیس مجلس لبنان به استقبالش رفت (و این به لحاظ عرف دیپلماتیک امر کمتر پذیرفته شده ای است)؛ خاتمی مورد استقبال امیل لحود رئیس جمهوری وقت لبنان قرار گرفت و سپس به همراه او در آئین استقبال شرکت کرد. مطبوعات آن روز نوشتند: «لازم به ذکر است که دهها هزار نفر از مردم لبنان که در طول مسیر فرودگاه تا هتل «فینیسیا» محل اقامت آقای خاتمی در انتظار استقبال از وی بودند، روز دوشنبه با مشاهده رئیس جمهور ایران، او را در آغوش گرفتند. حضور انبوه جمعیت و دوستداران ایران باعث شد تا کاروان آقای خاتمی و هیات همراه به کندی حرکت کند و در طول مسیر بارها رئیس جمهوری به مردم پیوست. کاروان وی مسیر 10 دقیقه ای فرودگاه تا محل اقامت را حدود یک ساعت پیمود»
همان طور که مشاهده می شود، استقبال از خاتمی (صرفنظر از آسیب شناسی علت های چنین استقبالی) تنها منحصر به حزب الله و جریانهای شیعی نمی شده است و بسیاری از مطبوعات لبنانی نیز به دلیل این اقبال گسترده اشاره کرده بودند.

شاید بازخوانی یکی از گزارش های خبری مربوط به این سفر، و رویکرد تحلیل گران، سیاست مداران و روزنامه نگاران لبنانی بدان، این تصویر امیدآفرین را بیشتر انعکاس دهد:
«دیدار تاریخی خاتمی از لبنان، مهم ترین محوری تحلیل ها، تفسیرها و مطالب سایر روزنامه های لبنانو فرامنطقه ای چاپ بیروت است.
روزنامه المستقبل در گزارشی با عنوان «خاتمی امروز وارد بیروت می شود» نوشت که رئیس جمهوری اصلاح طلب ایران این پیام را به طوایف و احزاب گوناگون ابلاغ خواهد کرد تا پیش از گذشته برای حفظ همزیستی مسالمت آمیز و نوآوری گام بردارند.
النهار در گزارشی با عنوان «بیروت آماده استقبال از رئیس جمهوری اصلاح طلب و منادی مثلث دین، آزادی و قانون شده است»، عکس هایی از آذین بندی خیابانها و مسیرهای عبور آقای خاتمی و هیات همراه چاپ کرده است.
روزنامه فرامنطقه ای «الحیات» نیز در گزارش خود، فضای گرم و معنوی استقبال کم نظیر مردم لبنان از آقای خاتمی را همانند استقبال مردم این کشور از پاپ ژان پل دوم در ماه مه 1997 توصیف کرد»
اما جالبتر گزارشی از روزنامه ی فایننشال تایمز چاپ لندن است که همان روز نوشت: «حزب الله ممکن است در جریان سفر محمد خاتمی رئیس جمهوری اسلامی ایران به بیروت، برای کاهش فعالیت های خود تحت فشار قرار گیرد»
با همه ی این ها، حزب الله و دولت لبنان برای او سنگ تمام گذاشتند و برایش در ورزشگاه ملی بیروت مراسم استقبال رسمی گذاشتند که بیش از 60 هزار نفر در آن شرکت کردند. خاتمی در این سخنرانی که به زبان عربی ایراد کرد، لبنان را نمونه ای واقعی از ظهور و بروز گفتگوی تمدنها و همزیستی مسالمت آمیز ادیان و اقوام دانست (گرچه معلوم نیست حمایت از گفتگوی تمدنها، چه نسبتی با حمایت تمام عیار از حزب الله لبنان می توانسته داشته باشد؟!) با این حال خاتمی سعی کرد در این سفر خود را بیشتر میهمان دولت لبنان بنماید تا حزب الله لبنان. این شاید عمده تفاوت آن سفر با سفر اخیر محمود احمدی نژاد به لبنان باشد. برخلاف ادعاهای رسانه های دولتی در ایران، محمود احمدی نژاد در این سفر با غلتیدن در آغوش حزب الله، پیام ناخوشایندی را به مردم لبنان داد؛ لبنانی که در دشوارترین شرایط سیاسی خود بعد از پایان جنگ های داخلی در این کشور به سر می برد.
با این حال یکی از تاریک ترین بخش های سفر خاتمی، لغو دیدار با علامه محمدحسین فضل الله مرجع تقلید پرنفوذ شیعه در لبنان و از منتقدان همیشگی حزب الله بود.
——————————————————————————————————————–

در انتها شاید بد نباشد که به قسمتی از مصاحبه ی اخیر محمد جواد اکبرین روزنامه نگار مقیم بیروت با رادیو دویچه وله نیز اشاره شود که از او درباره ی تفاوت های سفر خاتمی در سال 2003 با سفر اخیر احمدی نژاد پرسیده شده است:
« آقای خاتمی که در سال ۲۰۰۳ وارد لبنان شد، اولاً رئیس جمهور لبنان در داخل فرودگاه از ایشان، پای پلهی هواپیما استقبال کرد. ثانیاً از قبل با همهی گروههای لبنانی همآهنگ شده بود و گروهی در لبنان نبود که از حضور ایشان استقبال نکند. هیچ کس در لبنان نگرانی دربارهی حضور ایشان نداشت. در نهایت مانور بزرگ استقبال ازایشان در متن شهر بیروت توسط همهی گروهها و طیفهای لبنانی از ادیان، طوایف و تشکلهای مختلف برگزار شد. اما امروز ما دیدیم که رئیس جمهور لبنان در نهایت نمایندهی خودش را به فرودگاه فرستاد و خودش به فرودگاه نرفت. دیدار با رئیس جمهور لبنان در کاخ ریاست جمهوری لبنان برگزار شد و بسیاری از گروهها غیراز حزبالله، نسبت به این سفر نگرانند. استقبالکنندگان از محمود احمدینژاد طیفی از شیعیان لبنان هستند که با همهجمعیت پرشمارشان هوادار یک حزب سیاسی مشخصاند و نمایندهی عموم مردم لبنان نیستند.»


حرکت جالبی بود. ممنونم از این لینک مفید
توسط: سعید در اکتبر 14, 2010
در 11:32 ق.ظ.
مرسی از نوشته کامل و جامع ات رفیق .
توسط: ماهان در اکتبر 14, 2010
در 11:56 ق.ظ.
همش 60 هزار نفر از خاتمی استقبال کردن؟
دیشب تو الرایه و خیابون های اطراف
بالای 200 هزار نفر بودن!
البته با این چرندیات هم نمیتونی خیانت خاتمی به حزب الله در سال 2003 ونامه اش به بوش و قصد معامله بر سر حزب الله لبنان رو کتمان کنی!
انجا که حسن نصرالله به خاتمی گفت پاشو برو گمشو از جلسه بیرون!
در هر صورت موفق باشید!!!!
توسط: ajaab در اکتبر 14, 2010
در 12:11 ب.ظ.
دوست عزیز می دونی که چرند می گی ! سیدحسن نصرالله یک غریبه است، خاتمی محبوب ملی است و نمی شود کتمانش کرد.
توسط: علی در اکتبر 14, 2010
در 12:56 ب.ظ.
اینکه نصرا… به خاتمی گفته برو بیرون تعریف از خاتمی بود یا تخریب خاتمی؟! نصرا… کی هست اصلا جناب عجب؟!
توسط: هوای تهران در اکتبر 19, 2010
در 6:45 ب.ظ.
بی غیرتی خاتمی را می خواهی ببینییی اقای نویسنده؟
مشاور اوباما می گوید
در این نامه، ایران نه تنها از دست برداشتن از حمایت گروههای فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزبالله تلاش کرده و تمام فعالیتهای هستهای خود را شفاف کند. در ازای این همه، ایران از آمریکا خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بیانیهای تصریح کند که ایران جزو محور شرارت نیست.
زمان درز خبر!
25 سپتامبر سال 2006 (5 مهر 85) شبکه چهار رادیو بی.بی.سی خبر از ارسال نامهای توسط دولت سید محمد خاتمی خطاب به مقامات کاخ سفید داد. آنگونه که این شبکه رادیویی اعلام کرد، دولت وقت ایران در نامه برای حل همه اختلافات فیمابین اعلام آمادگی کرد.
روزنامه وطن امروز با ارائه گزارشي در اين خصوص نوشته است :تلاش برای خلع سلاح حزبالله لبنان، شفافسازی تمامی فعالیتهای هستهای، دست برداشتن از حمایت گروههای فلسطینی و … از جمله مواردی بود که در نامه فوق دولت ایران به جورج دبلیوبوش پیشنهاد داده بود.
اما گزارش رادیو بی.بی.سی از این ماجرا بدین شرح است:«آوریل 2003 میلادی، درشرایطی که تانکهای آمریکایی در خیابانهای بغداد حرکت میکردند، این نگرانی در تهران شدت میگرفت که شاید پس از عراق نوبت ایران باشد.» یک ماه بعد، ایران در اقدامی بیسابقه و با واسطه سوییسیها، نامه برای دولت آمریکا فرستاد که در آن آمادگی خود برای حل همه اختلافها اعلام کرده بود.
پیشنهادهای محرمانه
در این نامه، ایران نه تنها از دست برداشتن از حمایت گروههای فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزبالله تلاش کرده و تمام فعالیتهای هستهای خود را شفاف کند. در ازای این همه، ایران از آمریکا خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بیانیهای تصریح کند که ایران جزو محور شرارت نیست.
محمدحسین عادلی که در آن زمان معاون وزیر امور خارجه ایران بود میگوید: «آن نامه برای آمریکاییها فرستاده شد تا نشان دهد که ما آماده گفتوگو و حل معضلات هستیم. این اقدام در راستای سیاستهای محمدخاتمی بود که میخواست همه راههای مسالمتآمیز را بیازماید».
پاسخ آمریکا
لری ویلکینسون، رئیس دفتر کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، میگوید: «تنها چیزی که من دیدم گزارشی بود از اینکه چنین نامهای دریافت شده و پاسخی که از طریق مقامهای سوییسی برای ایران فرستاده شد. پاسخی شبیه به اینکه چطور به خود اجازه میدهید چنین پیشنهاد «گستاخانهای» بدهید.
افشای خبر نامه دولت سابق به مقامات کاخ سفید و آشکارشدن رفتار دولتمردان آمریکا با این نامه در رسانههای خبری انعکاس فراوانی داشت.
صاحبنظران سیاسی معتقدند این موضوع یعنی ارسالنامه به دولت آمریکا بلافاصله پس از تصرف عراق و نیز پیشنهاد معامله برسر برخی اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در آن برهه به شدت کشور را در موضع انفعال قرار داد.
برخی تحلیلگران هم تأکید کردند که هزینه این موضوع برای کشور همسنگ هزینه ماجراهای «ایران گیت» و «واتر گیت» برای ایالات متحده بود. افشای این ماجرا اما با تکذیب سخنگوی دولت سابق مواجه شد، به طوری که عبدالله رمضانزاده در گفتوگویی به کلی چنین نامهای را تکذیب کرد.
نامه را خرازی تنظیم کرد
با این حال مقاله اخیر «دنیس راس»، مشاور ارشد جورج بوش پدر و پسر، فرستاده ویژه کلینتون در مسائل خاورمیانه و مشاور خارجه باراک اوباما که در شماره اخیر مجله نیوزویک به چاپ رسید، نه تنها نگارش و ارسال نامه دولت اصلاحات به جورج بوش را تأیید کرد که از نویسنده این نامه نیز اسم برد.
دنیسراس در ابتدای این مقاله به نفوذ قدرت منطقهای ایران در دولت احمدینژاد اشاره و در ادامه با بیان اینکه هنوز هم برای متوقف کردن ایران در برنامه هستهای دیر نشده است، برای ادعای خود اینگونه آدرس داد: تاریخ نشان داده ایران در مقاطعی در قبال فشار سیاسی بینالمللی جواب دلخواه را داده است. برای مثال در سال 2003 پس از نابودی ارتش عراق توسط نیروهای آمریکایی، دولت وقت از طریق سفیر سوییس در ایران پیامی به واشنگتن ارسال کرد تا با این کار نگرانیهای آمریکا را درباره برنامههای تسلیحاتی تهران و حمایت ایران از حزبالله و حماس تا حدی تخفیف دهد».
او یاد آور میشود: صادق خرازی، معاون وزیر امورخارجه دولت وقت که این پیام را تنظیم کرده بود، گفت بیمها وهراسها آنها را مجبور کرد دست به این کار بزنند.
مشاور دولت بوش پدر و پسر وبیلکلینتون در امور خاورمیانه میافزاید: «اما برعکس، سال پیش که سازمان اطلاعاتی آمریکا گزارشی راجع به ایران منتشر کردند، محمود احمدینژاد رئیس جمهور دولت جدید ایران در اظهاراتی جنجالی گفت رویارویی با آمریکا اثر بخش است و آمریکا از موضع خود عقب نشسته است.»
اما در سند دیگری که به نقل از دنیسراس پیش ازاین توسط منابع غربی منتشر شده بود آمده است: «اول آوریل 2003 مباحثه طولانیای با صادق خرازی که برای دیدنم آمده بود، داشتم و دوم مي نیز دوباره او را به مدت سه ساعت دیدم». آنچه در نامه دولت خاتمی به جورج بوش به صراحت آمده است، تلاش این دولت برای اعطای برخی امتیازات در جهت «نزدیکی دو دولت» است. گویا قرار بوده در این راستا دیدارهای دیگر مانند کمال خرازی وزلمای خلیلزاد انجام شود که با پاسخ سرد مقامات کاخ سفید ره به جایی نبرده است
دیدی؟
حالا تحلیل کن مزدور امریکا
توسط: ajaab در اکتبر 14, 2010
در 12:15 ب.ظ.
راستی ajaab تو نسبتی با حسین شریعتمداری نداری؟ حتما قرصات رو سر وقت بخور. آفرین برو جلوی خونه خودتون بازی کن!!!!!!!!!!
توسط: دکتر سید مموتی در اکتبر 14, 2010
در 1:23 ب.ظ.
برادر اولا در مهر سال 85 احمدی نژاد رییس جمهور بود نه خاتمی ثانیا شما یه نامه از 2006 ارائه میدی مربوط به خامی که ایشون البته رییس جمهور نبود در آن زمان بعد برای تایید اون نامه از مصاحبه سال 2003 بی بی سی مایه میذاری !!!!
توسط: سامان در اکتبر 15, 2010
در 1:28 ب.ظ.
مدارکش هم لابد موجوده!
توسط: محمد حسین در اکتبر 16, 2010
در 11:59 ق.ظ.
آخ آخ، دولت خاتمی برای رفع اختلافات فیمابین اعلام آمادگی کرده بوده؟ وااای! چه کار بدی کرده! گفته میخواد برنامه هسته ایشو شفاف کنه؟ اوه اوه چه خیانتی! صاحبنظران و تحلیلگران چی گفتن؟ راستی کدوم تحلیلگران منظورته؟ آخه جناب «ملا» هم خودشو تحلیلگر میدونه، نکنه منظورت اونه؟ ضمنا، تحلیلگران خیلی چیزا گفتن، همه شو قبول داری؟
این عقده ی نامه نوشتن و جواب نگرفتن انگار براتون خیلی سنگین تموم شده، میگردید تو دنیا یه نامه بی جواب پیدا کنید!
توسط: هوای تهران در اکتبر 19, 2010
در 6:58 ب.ظ.
حیف اون پولی که ما میدیم و میره تو شکم صاب مرده ی این لبنانی های تروریست .
از مزدوران حکومت هم خواهش میکنیم اینجا کامنت ندن.
مرگ بر حزب الله ، مرگ بر نصرالله
توسط: ایرانی سکولار در اکتبر 14, 2010
در 1:04 ب.ظ.
آقای عجب شما که به اتمی ایراد میگیری چرا به دولت آمریکا نامه نوشته بود چرا از نامه های پی در پی احمدی نژاد و حتی تبیریک پیروزی اولاما در انتخابات چیزی نمیگویی
راستی یادت باشد که اسرائیل در زمان دولت خاتمی مجبور به عقب نشینی از لبنان شد ولی در عوض در زمان احمدینژاد دوباره به لبنان حمله کرد
توسط: همه با هم در اکتبر 14, 2010
در 1:06 ب.ظ.
بابا غیرت! تا جایی که ما میدونیم سیاست های کلی نظام رو رییس جمهور تعیین نمی کنه!رهبر این نقش رو داره!ضمنا شما که اینقدر مطلعی لابد میدونی که حتی یه سری از وزرا با نظر رهبر انتخاب میشن!اگر اون نامه نشون دهنده ی بی غیرتی باشه حتم بدون در درجه ی اول نشون دهنده ی بی غیرتی و یا شاید دورووی رهبره!
ماشالاه رهبر اونقدر تو همه چی نظر میده کهه حتی مجلس هم خلاف نظرش رفتار نمیکنه!چه برسه به رییس جمهور!پس عزیزم اگر نامه ای بوده حتم بدون از جای دیگه آب میخورده! و سر طناب دست کس دیگه ای هستش!
توسط: امیر در اکتبر 14, 2010
در 1:24 ب.ظ.
راستی حالا بشین تحلیل کن!البته اگر معتقدی که رهبر مطلع نبوده از این نامه باید بگم پس یه آدمی که اینقدر بی صلاحیته که حتی نمیدونه در سطح ریاست جمهوری چی تو مملکتش میگذره لیاقت رهبریش رو از دست میده!
توسط: امیر در اکتبر 14, 2010
در 1:26 ب.ظ.
حالا شما دوست بالایی چرا ناراحنی که یکی اون موقع اندازه یه ارزن شعور و سیاست داشت و نخواست از شکم مردم بدبخت خودمون ببره بریزه تو شکم نصرالله( که هر روز با پول نفت ما چاق و چله تر میشه) . اتفاقا دم خاتمی سر همین یه قلم گرم که فهمید بابا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام . درضمن شما اگه تا الان پات رو از ایران بیرون نذاشتی و نمیدونی تو لبنان و فلسطین نسبت به دولت فخیمه چه دیدی دارن مشکل از خودته .
توسط: سین و میم در اکتبر 14, 2010
در 1:34 ب.ظ.
سلام بر نویسنده عزیز
نوشته ی به جا و کامل و بی طرفانه ای بود.
همیشه سبز و پیروز باشید.
توسط: س.ن در اکتبر 14, 2010
در 3:31 ب.ظ.
جناب ajaab واقعا که اولا دستش درد نکنه اگه همچین کاری کرده، مگه ما بدهکار اون تروریستهاییم؟ به ما چه که فلسطینیها زمیناشونو فروختن حالا می خوان پس بگیرن، تا کی پول این مردم بدبخت و باید بدیم به اون حزب الله که گردن کلفت کنه و هر موقع حکومت اراده کرد بیفته جون مردم ایران.
بعدشم اون نصرالله ترسو بزدل که بدتر از اینا فقط بلد حرف مفت بزنه، غلط کرده با مردی که همه دنیا قبولش داشتن اینطوری حرف یزنه. اگه یه نفر پیدا شد و چوب حراج به این مملکت نزد و پول مردم و ارث باباش فرض نکرد که بخواد خرج اسلحه تروریستها بکنه باید بهش بگین خائن؟ الحق که ….
توسط: ایرانی در اکتبر 14, 2010
در 5:20 ب.ظ.
pofyoooooooooooooos az name haye ahmaghi nejhad be barak obama chera nemigi khatami harchi bod az in peshkele shoma bishtar abero vasamon to donya jam karde bod
توسط: ccc در اکتبر 14, 2010
در 5:58 ب.ظ.
Jenabe ajab… Hatman shoma ke enghadr motale hasti midooni ke un name ba movafeghate shakhse Rahbari neveshte shode bood, chon ishoon mese sag tarside boodan va taaj va takhto dar khatar mididan va baraye un hazer booodan har Kari bokonan
توسط: Irani در اکتبر 14, 2010
در 7:25 ب.ظ.
سلام با تشکر از مطلبتون. البته با این پولی که این آقا به لبنان تزریق کرده بایدم محبوب باشه.
توسط: امید در اکتبر 14, 2010
در 7:59 ب.ظ.
آقا میشه کلا زرزرای کوتوله های شریعتمداری رو حذف کنین
کم از این اراجیف تو صداوسیما روزنامه … نمی بینیم حالا اینجام این مزدورا باید کامنت بزارن
بابا اصلا احمدی نژاد باج نده کار درست مودب باسواد آخر روابط خارجی
آخر مردم داری بدون ریا
توسط: vahid63 در اکتبر 14, 2010
در 9:28 ب.ظ.
جناب عجب، بي غيرت تو هستي و احمقايي مثل تو كه اين مملكت را به فنا كشيدين. كم از جيب ما رفت توي شكم اين عربهاي عوضي؛ آخه بدبخت تو ايراني هستي احمق حرامزاده
توسط: مهدي در اکتبر 14, 2010
در 10:35 ب.ظ.
[...] خاتمی در سال 2003 با سفر اخیر احمدی نژاد پرسیده شده است:/منبع « آقای خاتمی که در سال ۲۰۰۳ وارد لبنان شد، اولاً رئیس [...]
توسط: از سخنرانی خاتمی در اجتماع 60 هزار نفری ورزشگاه ملی بیروت تا سخنرانی احمدی نژاد در اجتماع هواداران حزب الله! « پل سبـــــــــــــــــــــ در اکتبر 14, 2010
در 11:15 ب.ظ.
برادر محترم
آخه کدوم ورزشگاهی در لبنان 200 هزار نفر جا داره؟ درسته عاشقی و همه چی رو چهار تا می بینی ولی عقل که احتمالا قبلا داشتی؟
توسط: ابراهیم نبوی در اکتبر 14, 2010
در 11:42 ب.ظ.
عاجز ماندن در مقابل منطق عجب نشان از ضعف استدلالی شماست
توسط: چهارنما در اکتبر 14, 2010
در 11:43 ب.ظ.
[...] [...]
توسط: Top Posts — WordPress.com در اکتبر 15, 2010
در 2:44 ق.ظ.
اونجائی که میسوزه اب نریزید اتش نشانی خبر کنید
توسط: ali در اکتبر 15, 2010
در 8:52 ق.ظ.
khatami dooset darim.chon u dorogh nemigofti javonaye mardomo nakoshti ,i adabi nemikardi,……………
توسط: maryam در اکتبر 15, 2010
در 9:59 ق.ظ.
دم همه شما گرم واقعا روز به روز به این نتیجه می رسم که خاتمی یوزارسیو زمان بود وای بر ما که قدر او را ندانستیم او ملت مار را در برابر جنگ حتمی که بوش قصد آن را داشت حمایت کرد در حالی که قیمت نفت به شدت کاهش یافته بود و خشک سالی بخش های وسیعی از ایران را فرا گرفته بود و گروهک فشار نیز همانند سربازان مخفی معاویه در مدائن هر روز یک جای از مملکت را به هم می ریختند و یاد و خاطره تندرو های فرقان و مجاهدین خلق را برای مردم زنده می کردند و این در حالی بود که اولین دسته از متولدین دهه 60 به عنوان نیروی جویای کار وارد جامعه شده بودن و از مابقی در پشت دربهای دانشگاهها معطل مانده بودند با این اوضاع نامساعد و بحران سازی و فشار از جانب فرماندهان سپاه و حتی خود خامنه ای، چگونه توانست مملکت را بگرداند خدا می داند
از خدا برای او سلامتی و سربلندی آرزو می کنم
امید وارم شتر مرغهای ساندیس خور زمان دست از لجاجت برداشته و سر خود را از برف جهل و تعصب بیرون بیاورند تا حقایق را ببینند
توسط: نوید در اکتبر 15, 2010
در 12:10 ب.ظ.