نگاشته شده توسط: passionofanna | نوامبر 29, 2009

استعفانامه مسعود کیمیایی از صدا و سیما :هیچ گاه تا این حد در اختناق نبوده ام (روزنامه کیهان/ 13 آبان 1358)

آنچه می خوانید ، متن استعفای مسعود کیمیایی فیلمساز سرشناس و خالق آثاری چون قیصر و گوزن هاست که مدتی در ابتدای انقلاب ، مدیریت شبکه ی دو تلویزیون جمهوری اسلامی را بر عهده داشت . از این منصب و عنوان در نقد کیمیایی بسیار سخن گفته شده است ، اما کمتر کسی به استعفای اعتراض گونه ی او از مدیریت آن شبکه اشاره کرده است. متنی کوتاه ، صریح و با اشارات روشن ، که با بندی طوفانی پایان می پذیرد . روشن است که انتشار این نامه ، در نفی یا تائید عملکرد کیمیایی آن سالها و این سالها نیست ، اما می تواند قطعه ی دیگری از پازل رازآلود زندگی فیلمسازی را پر کند که تاکنون رمز گشایی ناشده باقی مانده است ! متن خبر را از روزنامه ی کیهان ، 13 آبان 1358 می خوانیم :
هفت ماه پیش به فرمان « جهاد سازندگی » ( که هنر را هم دربر می گرفت ) ، برای حضور نمایش ، سینما ، موسیقی و به یک معنا « هنرهای مقاوم » و « آزاد » ، به خدمت سیمای جمهوری اسلامی ایران درآمدم . هنر باید شکل و معنای خود را در انقلاب می یافت و این وظیفه ی هر هنرمند آگاه بود که باید وظیفه ی تازه اش را پس از انقلاب می شناخت. باید کسی بود و کار را راه می انداخت . ساختن فیلم را برای مدتی کنار گذاشتم و « اداره ای » شدم . از دوست و بیگانه در این « سفر اداری » ملامت بود و خصوصا یارانم که بیشتر از همه مورد احترامم بودند . از آنجا که آرمانهای اجتماعی من که در فیلمهای خاک ، گوزنها و سفر سنگ متجلی شده بود ، با مدعاهای سردمداران انقلاب که آزادی ، استقلال و پرتوی روح اسلامی منطبق بود ، بدون کمترین حقوق و دستمزدی به خدمت بودم . به شوق کعبه از خار مغیلان نهراسیدم .
حالا پس از هفت ماه کار مداوم دریافته ام که جایی برای روشنفکر و هنرمند نیست ، جایی برای نمایش ، موسیقی و هنرها نیست . تمام « کسب » ها و کاسب های سیاسی ، کاسب انقلابی شدند ، مگر هنرمندان که باید هنرشان « قبل از انقلاب » ی بماند و نمی تواند انقلابی باشد .
روشنفکر و هنرمند اگر « مواجب » هم نخواهد و کار کند و حتی بخواهد که ارشاد شود ، جایی ندارد . با یک « کلام » سرنگون می شوی و تو « کلام » دیگری نمی دانی . کلام هنرمندان متعهد ما ( خصوصا سینمای ما ) ، اعتراض به ستم را در جهان فریاد می کشید و این اعتراض ها را با زور و بازداشت به هنرمند جواب می گفتند و شلاق ، تن هنرمند را چون همه ی مبارزان دیگر سیاه می کرد .
اثر هنرمند آسیب پذیر نیست …. وجود هنرمند که آسیب پذیر است ، و من هیچگاه تا این حد در اختناق نبوده ام .

Advertisements

Responses

  1. خاک عالم بر سر این عقده ای ایدولوگ كه موقعی كه اینهمه از همکارانش از کار بیکار شدند و از کسب و کار افتادن این مرتیکه هنوز نوکری اربابهای فاشیستش رو میکنه. این نکبت رو باید بعده ها بایکوتش کرد.

  2. با سپاس از انتشار این سند
    به مطلب شما در یادداشتی درباره‌ی ملاقات کیمیایی با حاج عزت ضرغامی لینک داده شد
    پایدار مانید

    • خواهش می کنم دوست عزیز . در این دوره و زمانه ، رفتار مدنی و حرفه ای شما قابل ستایش است .
      سپاس که اطلاع دادید


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: