نگاشته شده توسط: passionofanna | دسامبر 4, 2009

فرح دیبا ؛ دیالکتیک جذب و گریز در یک مستند عاشقانه !


پیش نوشته :
در این ماه ها و روزها ، فیلم بسیار کم می بینم . دیر زمانی است که دیگر تردیدهای فلسفی سینمای مدرن دهه ی شصت ، یا حتی تلخندهای غریب سینمای وودی آلن تسکین ام نمی دهد . روزهایی که تنها راه را ، خزیدن در گوشه ی تنهایی می بینم ، کتابی باز می کنم و هدفون را با نوای ملایم موسیقی جان لنون روی گوش هایم می گذارم . طنینی آهنگین و محزون ، که احساس رنجور درونم را نوازش می کند . حس غریبی از تنافر جغرافیای طبیعی با طبیعت انسانی مرا می آزارد ، اینکه در پهنه ی تاریخ ، دون کیشوت وار به جبر جغرافیایی می تازم . همه ی این ها با من ، به تماشای «شهبانو و من » آخرین ساخته ی ناهید پرشون سروستانی ، فیلمساز ایرانی – سوئدی آمدند ، که پس از روایت دنیای نابه سامان زنان ایرانی در آثار اولیه اش ، اینک خود را در برابر چالشی بزرگ می بیند . چالشی ورای باورداشت های سیاسی و عقیدتی . چالشی بر سر بنیان های اخلاق بشری ، رفتن به درون بنایی که سایه ی بلندش ، جلوه ای مهیب به آن می بخشد .

*********************************************************

ناهید پرشون سروستانی ، کمونیست پیشین و دخترک هفده ساله ی آن روزها که « مرگ بر شاه » گویان ، در خیابان ماشین به آتش می کشیده ، رو در روی ملکه ی پیشین می نشیند . رو در رو ، انسان در برابر انسان. پرشون احساسات ملکه ی پیشین را طلب می کند ، چیزی ورای مستندی که باید برای شبکه ای معظم ساخت ، مستندی از احساسات درونی انسانی که بخشی از احساسات من و میلیونها ایرانی ، در تاریخ با آن « همبسته » شده اند . مستندی درباره ی « او » و لاجرم درباره ی « من » . وجود دوپاره ای اما مظنون ، دوپاره ای که از پیوستن به یکدیگر بیم دارند .
پرشون به پاریس می رود ، در آپارتمان فرح روبروی او می نشیند . لبخندها و در پس آن ترسی پنهان و سوالاتی فروخورده . دیالکتیک جذب و گریز میان دو زن ، که در پاریس امروز هر یک با بغضی در گلو مانده به دیگری لبخند می زنند ، اما هنوز نمی توانند واهمه ای را که از یکدیگر دارند پنهان کنند . زنی فیلمساز ، زنی را که روزی می اندیشید با رفتن او و همسرش ایران آرام خواهد گرفت در برابر خود دارد ، و ملکه زنی را در پیش روی خود دارد که روزی آرزوی مرگ او را داشته است .
دو زن سعی می کنند این دیالکتیک جذب و گریز را پیش برند ، برای رهایی از کابوس گذشته ، ترس های امروز را برای لمحه ای فراموش کنند . بازخوانی صلب تاریخی را کنار بگذارند و احساسات همدیگر را به ارتعاش درآورند . دیگر این دو سایه ی هول انگیز از ایسم ها نیستند که در برابر همدیگر ایستاده اند ، بل انسان هایی اند که جرات بغض کردن دارند . گویی که این دیگر مستند زندگی فرح دیبا نیست ، بل فیلمی است که در دوردست ها ساخته می شود و هر دوی آنان تنها نظاره گرند . جایی از فیلم صحنه ای است که فرح به مراسم تشییع جنازه ی همسر پمپیدو ، رئیس جمهور سابق فرانسه می رود ، آرام در گوشه ای از کلیسا می نشیند و به جمعیت خیره می شود . اندکی بعد برای ناهید تعریف می کند که دیگر حکم یک تماشاگر را یافته ام . پرسن اندک اندک درمی یابد که برای بقای فیلمش ، باید در سوژه متحد شود ، چرا که مستند واقعی در تلاقی این دوپاره ی به هم پیوسته است که شکل می یابد .
پرشون در نهایت ، مستند عاشقانه ای آفریده است . عشقی در ساحت اخلاق مدرن ، برای همبستگی انسانی دو زن با فرهنگ های سیاسی متفاوت . عشقی برای روایت نیالوده به قضاوت اخلاقی . پاسخی به یک کنجکاوی تاریخی ، که برای تحقق اش باید ترس را کنار گذاشت . پرسن بواسطه ی مستند « شهبانو و من » ، نشان می دهد که یگانه رهیافتی که می توان از تاریخ بدست آورد ، جز بواسطه ی درک پالوده ی انسانی محقق نمی شود . شاید این تجربه ای باشد در برابر تصویر رایج از جریانات از هم گسسته ی مخالف در خارج از ایران ، که تنها سایه های هول انگیزشان بر سر و صورت همدیگر پنجه می کشند ، اما آیا این توان اخلاقی را در خود می بینند که بغض هایشان را با هم قسمت کنند ؟!
پرشون روایت تاریخی اش را از دریچه ی چشمان خیره ی ملکه در رود سن می گشاید ، تاریخ در قلب های ما ساخته می شود ، در چشمان نگران و لب های به هم فشرده ی ما
! دیدن این مستند منحصر بفرد را به همه ی دوستان پیشنهاد می کنم . نوعی رمانتی سیسم مستند از دریچه تاریخ نگاری سیاسی .

Advertisements

Responses

  1. Could you please tell me where I can find this movie? Thanks

  2. افسوس و صد افسوس!

    • نیازی به افسوس خوردن نیست دوست عزیزم . افسوس ، انفعال است !

  3. بزگترین خیانت را محمد رضا پهلوی به مردم ایران کرد , او بود که جوانان را به خاطر خواندن کتاب خمینی به زندان می انداخت ,او بود که گفت از اسب به زمین می افتاد که ابولفصل کمرش را گرفت و آرام او را به زمین گذاشت, او بود که به حرف مصدق گوش نکرد بر اینکه پادشاهی کند نه خکومت, او بود که هر مملکتی هر قراردادی میخواست با ایران به بندد باید اول دم ایشان را میدید, او بود که تمام آزادی خواهان را یا زندانی یا فراری داد, او بود که تمام احزاب را غیر قانونی اعلام کرد, او بود که گفت فقط حزب رستاخیز اگر کسی نمی خواهد از ایران برود, او بود که 36 سال قانون اساسی ایران را رعایت نمی کرد , و وقنی کار از کار گذشت صدای ملت را شنید و 450 هزار قانون اساسی چاب کرد که مردم به خوانند و او از این به بعد قانون را رعایت خواهد کرد ولی دیر بود و مجبود شد که فرار را بر قرار ترجیح دهد کاری که آقای خامنه ای در آینده نزدیک خواهد کرد. آقای خامنه ای نیز شروع کرده است. یادتان باشد با چند هفته پیش رفسنجانی و خوانواده اش دزد بود و حالا ورق بر کشته و ایشان واسطه شده که رهبر را نجات دهد و میگوید فقط رهبر میتواند مشکلات را حل کند , این هم تلویحأ قبول کرده که مشگل است و رفسنجانی را برای نجات خود به جلو انداخته و رفسنجانی نیز چون خودش هم در پیش ملت سابقه خوبی ندارد برای نجات خود و خامنه ای و سایر ملا ها به جلو افتاده که کدخدا منشانه مملکت را به سود آخوندها آرام کند در حالی که خود این رفسنجانی بود که این خامنه ای را به قدرت رساند که خودش به چپاول مردم ادامه دهد. تاریخ دارد درست تکرار میشود , شاه نیز اول نخست وزیر عوض میکرد, خامنه ای نیز کسی که فکر میکند در بین دردم محبوب است را واسطه کرده , پله بعدی این است که متوصل به آقای کروبی و آقای مهندس موسوی خواهد شد. اقدام بعدی را خودتان حدث بزنید و من نیز به موقع برای هموطنان عزیزم خواهم نوشت . درودبر شما و تمام آزادی خواهان ایران.

    • سپاس از توضیحتان
      البته ارتباط این مسائل را با این فیلم متوجه نمی شوم !

  4. سپاس، عالی بود و کنجکاوم کرد که فیلم را ببینم.

    • آرتای عزیز . خوشحالم مورد توجه تان قرار گرفت

  5. اینها که دوستمون 4 تا بالاتر نوشته چه ربطی به فرح دیبا داره ؟

    • من هم راستش متوجه نشدم .
      فقط به احترام وقتی که برای نوشتن این کامنت طولانی متحمل شده بودند ، کامنتشان را منتشر کردم .

  6. thanx for ur cool blog
    keep rockin

  7. man in film ra chand mahe pish az canal b s dar japon dideham motasefane in khanum ba soalha va bazi az halathsh hanuz hnuz comoniati mandh

  8. با درود وسپاس ازاین کار وپیشنهاد ارزنده بایستی درمورد گذشته تجدید نظر اساسی بکنیم . هیچ حکومتی عاری ازخطا نیست ولی قبول خطا ووعده تغییر شجاعت میخواهد ،شجاعت همراه با مهربانی وعطوفت ،که تاریخ دروجود کمتر شخص و خاندانی یافته .گذشت ومذاکره نیز ازجمله فرصتها و میدانهای آزمایشی ست که کمتر برای ملتی پیش میاد وگرنه دیدیم که فرصت سوزی ما چه بلایی به سرمان آورد . گرفتار قومی شدیم که رحم به انسان وانسانیت نمیکند ووووو…… همین قدر بگویم که اگر امروز سرنگون شوند عوارض وعواقب کثیفشان دهها بل صدها سال بر ایران ومنطقه حتی جهان سنگینی خواهدکرد .

  9. درکل نمره قابل قبولی
    رامیتوان به فیلم شهبانو ومن داد ولی من فکرمیکنم مدت زمان این فیلم طولانیترازاینی بودکه نشان داده شدلاقل عکسهای فیلم مثلا جایی که فرح پهلوی لباس قرمز وبه سبک بلوچها دوخته شده است راپوشیده اینطورقضاوت میکند.نمیدانم درموردفرح پهلوی چه قضاوتی بایدکردامااگرهرکس دیگربه جای اومیبودباتمام مشگلات وازدست دادن لیلاوعلیرضایش میشکست ولی شهبانوی سابق ایران همچنان پا برجاست. باتشکرازشما فرشته عقیلی نژاد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: