نگاشته شده توسط: passionofanna | ژانویه 7, 2011

کاریکاتوری که موجب توقیف روزنامه «حیات نو» شد / دفاع از آزادی مطبوعات یا دفاع از خط امام؟!

روزی که سحر افاضلی خبرنگار روزنامه حیات نو روبرو دکتر غلامعباس توسلی استاد سالخورده گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران نشست تا با او درباره ی «سرمایه اجتماعی» سخن بگوید، شاید در مهیب ترین کابوس هایش نیز نمی توانست تصور کند که این مصاحبه، جنجالی عظیم به راه خواهد انداخت. مصاحبه چند روز بعد روی پیشخوان روزنامه فروشی ها جای گرفت. صفحه ی اندیشه ی این روزنامه را اگر روز هجدهم دی ماه 1381 می گشودید، شاید جز تیتر درشت: «هنوز به مرز فروپاشی نرسیده ایم» کمتر چیزی توجه تان را به خود جلب می کرد. اما گرچه به تعبیر توسلی ساخت اجتماعی در ایران هنوز به مرحله فروپاشی نرسیده بود، اما این نوشتار با خود فروپاشی روزنامه حیات نو را همراه می آورد.

حیات نو را هادی خامنه ای منتشر می کرد. برادر رهبر جمهوری اسلامی که از دیرباز راهی را پیموده بود که چندان به مذاق برادر بزرگتر خوش نمی آمد. حیات نو پس از توقیف فله ای مطبوعات در بهار 1379 سربرآورد تا هم جانشین نشریه ی پیشین او «جهان اسلام» شود و از سویی در آن روزهای غمبار که پیشخوان مطبوعات را سکوتی قبرستانی فراگرفته بود، به مانند نسیمی روح نواز باشد.
حیات نو گرچه نتوانست نشاط «جامعه» و «توس» و بی پروایی «صبح امروز» را در خاطر آورد، اما در خزان آن روزهای مطبوعات ایران، توانست راوی رخدادهای مهمی باشد. از حمله به سروش و کدیور در خرم آباد گرفته تا دادگاه کنفرانس برلین. از انتخابات ریاست جمهوری هشتم گرفته تا بازداشت لقمانیان نماینده مردم همدان. حیات نو گرچه تا ماههای آخر حیاتش، عبوس و گرفته باقی ماند ( و در این میان مصاحبه های معروف منصور ضابطیان و طرح های نیک آهنگ کوثر استثنا بودند)، اما بازتابنده روزهای بیم و امید اصلاحات بود. روزنامه ای که در هنگامه پرامید مجلس ششم سر برآورد و سرانجام در روزهایی که اندک اندک کشتی دولت اصلاحات به گِل عافیت طلبی فرومی نشست، از پیشخوان مطبوعات رخت بربست.
اما ذره بین بدستان مقیم کیهان، کاریکاتور بسیار قدیمی استفاده شده در این گفت و گو را به آیت الله روح الله خمینی شبیه دانستند. بهانه ی توقیف «حیات نو» یافته شد. به ویژه آنکه جناح محافظه کار نیک از احساس نیروهای خط امام آگاه بود و می دانست که بدین واسطه خواهد توانست بازی را در زمین حریف به اندک تلاشی پیروز گردد. همین اتفاق نیز افتاد. جنجال محافظه کاران، اصلاح طلبان را در موضع ضعف نشاند. نام آیت الله خمینی کار خودش را کرد و این بار اصلاح طلبان بجای آنکه در برابر این اتهام افکنی مقاومت کنند، از موضع ضعف و در مقام اثبات وفاداری شان به آرمان های امام و انقلاب برآمدند. هادی خامنه ای و مهدی کروبی چهار روز بعد در جلسه ی علنی مجلس نطق هایی ایراد نمودند که بیشتر از موضع ضعف و ابراز ارادت به آرمانهای امام و انقلاب بود تا نقد این بداخلاقی آشکار محافظه کاران.

هادی خامنه ای در جلسه ی علنی 22 دی ماه 1381 به پشت تریبون رفت و چنین گفت: «فضای آکنده از سوتفاهم و بدگمانی در چند روز گذشته، روزنامه حیات نو را که در این سالها همیشه دغدغه اندیشه ناب اسلامی داشته است، بطور موقت در میان راه بازداشته است. آنکه در کانون این موج نشسته است بنده هستم. من که همه داشته ها و باورهای زندگی سیاسی ام، در طول بیش از چهار دهه، آکنده از نام امام خمینی و پیروی از اوست و افتخار زندگی ام را با وفاداری به راه و مرام او پیوند زده ام.» خامنه ای افزود: «امروز این شاگرد همیشگی مکتب امام بهای ارادت به مرادش را با این سخن تلخ روزگار می پردازد که او را به توهین نسبت به استاد و راهنمایش و محبوبش متهم و متصف می کنند… به خود گفتم ای کاش در کنج حبس و زیر شکنجه رژیم ستمشاهی از پا در می آمدم و این روزگار را نمی دیدم… کاش آنانکه قصد جانم را کرده بودند، تیر در نشانه نشانده بودند. من که در هنگامه جشن و پایکوبی منکران و مخالفان او با یاران خود حدیث غربت و حسرت یار را به خلوتی می بردم، چگونه در دورانی غریب و حسرت بار قرار گرفته ام که باید پاسخگوی این اتهام باشم؟»
خامنه ای افزود: «طرح تزئینی که در کنار مقاله ای چاپ شده و انتساب به نیتی توهین آمیز را به راه انداخته است، مربوط به 65 سال پیش است که توضیحات آن را در شماره جمعه روزنامه حیات نو دادم» وی سپس تصویر آن شخص را نشان داد و گفت: «خود داوطلبانه برای پیگیری موضوع، دو روز روزنامه را تعطیل کردم تا در صورت احراز مسامحه عمدی، اولین کسی باشم که با آن بستیزم، اما گویا این کافی نبود»
هادی خامنه ای اضافه کرد: «آنانکه به این موضوع یا از سر احساسات وفادارانه و یا نیات دیگر دامن می زنند، تصویر یک قاضی بیگانه را به جای آن بزرگمرد پنداشته اند»
خامنه ای در ادامه چنین گفته بود: «هرچند این احساسات وفادارانه برای آن امام عزیز قابل احترام است و حساسیت مردم و علما و مراجع نیز قابل تقدیر و سپاس و برای دشمنانی که جامعه ما را زیر نظر دارند، اخطارگونه و پندآمیز، اما نباید آنگونه عمل شود که به جایگاه رفیع آن عزیز ضربه ای ناخواسته وارد گردد… این سخنان را نه برای خودم و نه برای روزنامه عرض کردم بلکه نگران نسل جوان هستم که باید با روشی درست آنها را به وفاداری و پایداری در راه امام فراخوانیم.»
مهدی کروبی نیز پس از نطق پیش از دستور هادی خامنه ای در نطقی طولانی و پس از بیان جملات ستایش آمیز بسیار درباره ی آیت الله خمینی و پیروی دیرینه هادی خامنه ای از مشی او، باز از موضعی تدافعی با این موضوع روبرو شد. متن سخنان او را از روزنامه همبستگی شماره 637 بازمی خوانیم:
کروبی در ادامه با تقدیر و تشکر از حساسیت جامعه، مراجع تقلید، مدرسان و بزرگان خاطرنشان کرد: «از آنان که عنایت دارند که مبادا به ساحت مقدس امام اساعه ادب شود، تقدیر، تشکر و سپاسگزاری می کنم. البته از هر مفهومی ممکن است سواستفاده شود، اما بین مخلصان و آنان که از روی وفاداری استفاده می برند و کسانی که استفاده ابزاری می کنند، تفکیک قائل می شویم»
کروبی افزوده بود: «به عنوان مثال روزنامه ای مطلبی می نویسد، فرض کنید مطلب این روزنامه بد است و باید دست اندرکاران آن مواخذه شوند. پس چرا این وسط به رئیس جمهوری اهانت می شود؟ مگر رئیس جمهوری مسئول روزنامه است؟ سوابق مدیر روزنامه حیات نو می درخشد، پس این وسط چرا به اصلاحات بد گفته می شود و شعار علیه آن داده می شود و این در شرایطی است که همگان می دانند اصلاحات خواست و رای مردم است.»
کروبی بار دیگر با تشکر از مراجع، مخلصان و معترضان اظهار داشت: «امیدوارم همان طوری که دادگاه محترم ویژه روحانیت در نشستی که با آقای سید هادی خامنه ای قبلا داشتند و بنا بود روزنامه دو روز تعطیل باشد و قرار بود افرادی را ببرند و بعضی ها را هم بردند، بررسی کنند و اصل قضیه را دریابند و عمدی و غیرعمدی بودن آن را تعیین و قضیه را به صورت کامل و واقعی مشخص کنند.»
به گفته وی باید در حضور هیات نظارت، نماینده قوه قضائیه و جامعه مدرسین و غیره، معلوم شود که قضیه چه بوده تا حقی از کسی ضایع نشود.
***
طبق روال مرسوم این بحران ساختگی، نه در دفاع از آیت الله خمینی، بل بهانه ای برای به توقیف کشاندن روزنامه حیات نو بود. محافظه کاران به ظرافت دریافته بودند که نام خمینی، همواره دست و دل اصلاح طلبان را می لرزاند و آنها در دو راهی دفاع از یاد و نام او و دفاع از آزادی مطبوعات و حقوق روزنامه نگاران، ناخواسته در راه اولی خواهند لغزید. همین گونه نیز شد. حیات نو توقیف شد و روزنامه نگاران بسیارش بیکار شدند، اما برخلاف موارد پیشین، این بار کمترین حمایت ها به عمل آمد. کمتر بیانیه ای در محکومیت توقیف این روزنامه صادر گردید و به جای آن، از حساسیت های مراجع و دوستداران امام تقدیر می شد!
ماجرای توقیف روزنامه حیات نو و کاریکاتوری 65 ساله که به بنیانگذار جمهوری اسلامی تشبیه شد، یکی دیگر از حوادث تامل برانگیز دوران اصلاحات به شمار می آید!

Advertisements

Responses

  1. سلام پلار جان و امیدوارم که ایام به کام باشه.
    به نظر من اسم «خمینی» به نوعی پاشنه آشیل محافظه کارها و کابوس اصلاح طلبهاس، که البته چند از هر گاهی هم، بسته به موقعیت، چماقی میشه در دست هر دو جناح برای کوبیدن بر سر جناح مخالف… البته نباید فراموش کرد که این اسم هنوز هم که هنوزه در لایه هایی از اجتماع دارای یک نوع تقدسه که بهش مصونیت میده و همین مساله هرگونه رویارویی و تقابل با این اسم رو بینهایت دشوار میکنه.
    راستی دلم خیلی برای بالاترین و برای بحثهایی که پای لینکهای شما راه میفتاد تنگ شده…
    همیشه پاینده باشید

    • ممنون از کامنت دلگرم کننده شما.
      راستش تمام تلاشم را می کنم که نبودن در بالاترین به کیفیت مطالب لطمه ای نزند و چراغ اینجا همچنان روشن باقی بماند.
      درباره ی تقدس هم با شما موافقم. منتهی مساله ای که در این نوشته به آن اشاره شده، اهمیت بازی خوانی در عرصه سیاست و پرهیز از رفتارهای انفعالی است.

  2. امکان داره که ما شما رو لينک کنيم آيا ؟!

    • بله…
      با کمال میل.

  3. سیاستمدار، باید جرات سیاست ورزیدن داشته باشد و از عقیده‌ و ایدئولوژی‌ای که دارد دفاع کند نه از موضع ضعف و مصلحت درآید. شما روی نکته‌ی خوبی دست گذاشتید که تا بوده چنین بوده و از خمینی چماقی ساخته شده برای سرکوب اصلاح طلبانی که خود را پیرو آرمانهای او می‌دانند. کما اینکه در همین قضیه‌ی پارسال که پوستر امام پاره شد باز هم شاهد بودیم که اغلب اصلاح طلبانی که توانستند قلم بر کاغذ بیاورند، از موضع دفاع از آرمانها و ارزش‌های امام در آمدند.
    سخن اینجاست که چون خمینی در ایران اسطوره است و مقدس و خط قرمزی بسیار پررنگ به حساب می‌آید، اصطلاح طلبان ناگذیر مجبور به مدح و ستایش او هستند؛ چرا که در غیر اینصورت به سادگی متهم به حساب آمده و روانه‌ی زندان می‌شوند. پس این یک اصل انکار ناپذیر در چهارچوب جمهوری اسلامی است که «خمینی مقدس است و هر ایرانی‌ای موظف به پیروی از آرمانهای او است».
    اصطلاح طلبان خود با این کار خود هرچه بیشتر بر جنبه‌ی اسطوره‌گی ِ خمینی پافشاری می‌کنند و این عملا از ضعف ایشان است. سوال اینجاست: تا کی اصلاح طلبان جرات سیاست‌ورزیدن ندارند؟ آیا افکار و آراء خمینی، مناسب برای حال ِ امروز هست؟ آیا نیاز به تجدید نظر ندارد؟ ایا همین که می‌گویند ما پیرو افکار و آرمانهای امام هستیم، نه اینکه خود اسم «اصلاح طلبی» زیر سوال می‌رود؟

  4. سلام polarbear عزيز
    اين روزنامه فكر ميكنم تا همين اواخر، منظورم تا پارسال، چاپ ميشد درسته؟ بعدش توقيف شد 😦

    در مورد بالاترين من نظرم اينه كه از بحث هاي احساسي يا جنجالي بيشتر استقبال ميشه اونجا تا بحث هاي اصولي و درست.همين باعث شده كه مثلا خودم شخصا بيشتر وقتا بعد از سر زدن به بالاترين حس كردم كه چيزي به دست نياوردم.
    شايدم من اشتباه ميكنم و شايد تو اين شرايط كشور ما، محدوديت شديدي كه براي روزنامه ها هست، دروغ پراكني هاي رسانه ميلي، بگير و ببندها و اعدامها و … اين غلبه كردن احساسات طبيعي باشه. اونم با وجود بعضي كاربراني كه از هر 5 كلمه اي كه مينويسن ميبيني 3 تاش توهين و ناسزاست.
    اينم بگم كه نوشته هايي كه از شما بود توي بالاترين يك استثنا بود از اين نظر 🙂

    • پیام عزیز.
      حیات نو از دو روزنامه تشکیل یافته بود. روزنامه اصلی با نام حیات نو و روزنامه ی دیگری با عنوان «حیات نو اقتصادی» که بعدها به «حیات نو اجتماعی» تغییر نام داد و روزنامه ای که سال قبل توقیف شد همین «حیات نو اجتماعی» بود، نه روزنامه ی اصلی که با نام «حیات نو» منتشر می شد و سر همین قضیه کاریکاتور در سال 81 توقیف شد
      درباره بالاترین هم با شما هم نظرم. اصولا جوامع مجازی ایرانی اغلب با این مشکلات که اشاره کردید دست به گریبان اند. برخوردهای سطحی با مسائل سیاسی و اجتماعی نیز در این جوامع بیداد می کند. متاسفانه شرایط آن سایت به نحوی پیش رفت که حضور حداقلی هم در آنجا تحمل پذیر نبود…

  5. مشکل خیلی از این روشنفکران منجمله بازرگان مخلوط کردن اخلاق در سیاست بود، همینطوریکه طرفداران انقلاب فرهنگی میخواستند علوم انسانی را اسلامی کنند.

    م

  6. […] This post was mentioned on Twitter by Pouya. Pouya said: کاریکاتوری که موجب توقیف روزنامه «حیات نو» شد / دفاع از آزادی مطبوعات یا دفاع از خط امام؟! http://goo.gl/Lfxx2 […]

  7. درود بر ایرانیان

    تابوی خمینی تا حدود زیادی شکسته شده و نظر درستی است که تا بت شکسته نشود فرشته
    در نیاید و لزومی به شکست بت در پیش خواص . آیات عظام و علمای اعلام نیست که این بت باید به دست خود مردم شکسته شود و روزی خواهد آمد که دوباره دین به قلوب مردم رخنه کرده و با یقین به خدای واحد(فصل مشترک تمام ادیان الهی) بت های زمینی پشیزی بیش نخواهند بود.
    پیروز و پاینده آزادیخواهان الخصوص بعد از تقلب بزرگ دین فروشان . تمام کسانی که با ظاهر فریبنده به عنوان دین داران بزرگ(قنبل المومنون) ثروت و قدرت کسب می کننند دین فروشند مانند بسیاری از روحانیون و…….

  8. […] کاریکاتوری که موجب توقیف روزنامه «حیات نو» شد / دفاع از… روزی که سحر افاضلی خبرنگار روزنامه حیات نو روبرو دکتر غلامعباس […] […]

  9. زیر سوال بردن امام برای اصلاح طلبان به منزله قبول اشتباهات تاریخی خودشان است و این برای خیلی از انسانها امری دشوار است که گذشته خویش را نفی کنند!

  10. بعد مدتها سرزدیم ، مثل همیشه زخمی کهنه سرباز کرد و ما در اندیشه پماد. زیبا بود.
    تشکر.

  11. همتون به زباله دان تاریخ پیوستید. امواج سهمگین تغییر در راه است


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: