نگاشته شده توسط: passionofanna | مارس 13, 2011

ترور حجاریان به روایت کاریکاتوریست ها

بازخوانی ترور سعید حجاریان را با نگاهی به طرح های کاریکاتوری پیرامون آن به پایان می بریم. طرح هایی که خود به اندازه ی کافی گویا و گزنده اند.

* مانا نیستانی، روزنامه آفتاب امروز، 24 اسفند 1378

* هادی حیدری، روزنامه مشارکت، 28 اسفند 1378

* نیک آهنگ کوثر، روزنامه صبح امروز، 1 فروردین 1379

* محمدرضا بغدادی، روزنامه صبح امروز، 7 فروردین 1379

* نیک آهنگ کوثر، روزنامه آفتاب امروز، 23 اسفند 1378

* مانا نیستانی، روزنامه آفتاب امروز، 26 اسفند 1378

* هادی زائری مقدم، روزنامه صبح امروز، 3 فروردین 1379

* هادی زائری مقدم، روزنامه صبح امروز، 4 فروردین 1379

Advertisements

Responses

  1. دست شما درد نکند مصائب آنای گرامی!
    ایکاش بیشتر از هنر بنویسید! که هم کوتاه مسیری است و هم اعوجاج کمتری دارد!!!

  2. بسیار عالی
    مخصوصا کار دوم از نیک آهنگ خیلی جالب بود

  3. کلا این پرونده سازی که برای موضوع حجاریان در وبلاگت انجام دادی بسیار کار قشنگی بود. موفق باشی

  4. بین چهار تا پنج ماه است که خواننده وبلاگ شما هستم و کارشما در تدوین و گرد آوری اطلاعات از رونامه های دوم خردادی کاری بسیار پسندیده است ، و جای اینگونه آرشیوها در فضای وب خالی است به صورتی که در اکثر جستجوی های اینترنتی درباره سال های گذشته اطلاعاتی چندانی به دست نمی آید.

    کار خوب شما به نوعی مرور گذشته است ، گذشته ایی که شاید بشود گفت کامل بایگانی و آرشیو نشده و در ذهن کوتاه مدت بسیاری از امثال بنده در حال کمرنگ شدن و یا پاک شدن است. و هم اینکه مرور کاستی های ماست و به صورت کلی آینه ی زیبایی از گذشته ی ما میباشد.
    میخواستم از شما خواهش کنم بعضی از اسکن ها را با رزولیشین بیشتری کار کنید. به عنوان نمونه مصاحبه ی مرحوم بازرگان خوانا نبود.

    به هر حال نوروز بهانه ایی شد تا به صورت مکتوب بابت این کار و وبلاگ عالی از شما تشکر و قدردانی کنم .

    پیروز و کامروا باشید

  5. شاید در پایان این بازخوانی تاریخی، یکی از مواردی که قابلیت طرح و بحث بر روی آن وجود دارد، مساله‌ی پذیرش گروهی تحت عنوان «خشونت‌طلبان» است، که هم در ادبیات اصلاح‌طلبان و هم محافظه‌کاران وجود دارد و به نوعی وجودشان تایید می‌شود.
    جالب است که بر وجود چنین دسته‌ای در جامعه صحه گذاشته می‌شود اما اگر هم آنان مورد خطاب تند قرار می‌گیرند، در خصوص انجام چنین کاری است و اصولاً چرایی وجود چنین دسته‌ای در جامعه مورد سوال و روشن‌گری اساسی (جز گنجی و باقی؟) قرار نمی‌گیرد. انگار که هیچ‌کس از خود نمی‌پرسد اینان در جامعه چه کار می‌کنند و اصلاً کیستند و چرا هستند؟ با چه روش‌هایی خود را اشاعه می‌دهند و چطور سازمان می‌یابند؟ بله، می‌دانم که بسیاری بودند که این سوال‌ها را از خود می‌پرسیدند و شاید حتا بر پاسخ‌ها نیز اشراف کامل داشتند، اما مساله این‌جاست که چرا در اصلاحات، همیشه این اصلاحات بود که در عمل انجام شده قرار می‌گرفت؟ چرا ابتکار عمل را پس ازدوم خرداد، اصلاح‌طلبان جز در مقاطعی کوتاه، آن هم کج‌دار و مریض (حملات گنجی و باقی روزنامه‌نگاران به عالی‌جناب سرخ‌پوش)، در دست نگرفتند؟
    چرا در زمان حال، هیچ‌کس کدام از آنان نقدی بر آن‌چه گذشت و آن‌چه باید صورت می‌گرفت و نگرفت، نمی‌کنند؟ چرا خاتمی و نوری و کرباسچی و بسیاری دیگر که قربانیان محافظه‌کاران و بنیادگرایان ج.ا بوده‌‌اند و هستند، از ناگفته‌های آن زمان نمی‌گویند؟
    اگر آن زمان می‌شد، الان که می‌شود. یا شاید الان هم نمی‌شود؟!!!!! نمی‌خواهند برای یک‌بار هم که شده به صلاح جامعه بیاندیشند و نه به خود و یا اعتقاد خود؟

    خرس‌قطبی عزیز، آن‌چه گذشت‌ها در جامعه نباید به بوته‌ی فراموشی سپرده شوند، شما این را به نیکی می‌دانید و بسیاری دیگر هم می‌دانند. کار شما ارشمند است و در کم‌ترین حالت ممکن، اطلاعات من را که در آن زمان سن و سالی نداشتم، افزایش می‌دهید. این‌ها را نمی‌شود در هر جایی پیدا کرد، جز در این‌جا.

  6. به روز نمی کنید؟

    • چرا… به زودی سروش گرامی
      مدتی نیاز داشتم در خلوت خودم به مطالعه و تامل بپردازم.

  7. سلام خرس قطبی نازنین
    امشب بیخوابی به سرم زد، رفتم بالاترین و کلی ناراحت شدم. به خودم گفتم بچه‏های قدیمی کجا هستن؟
    اولین اسمی که یادم آمد مصائب آنا بود.
    راستش بعد از ماجرای بالاترین کلی ناراحت شدم و باوجود این که حسابم بسته نشده بود آنجا را ترک کردم. بعد هم که آن ماجراهای آزادگی پیش آمد و باعث شد شدیدا به مدیریتش شک کنم
    آنقدر ناراحت شدم که بکل وب فارسی را برای مدتی ترک کردم حتی به فرفر هم سر نزدم.
    حالا از هیچکس خبری ندارم، شما چه میکنید؟
    البته شاید بهترین کار همان کار شما، خلوت خود و مطالعه و تامل باشد.
    اوه …
    سال نو مبارک 🙂
    شادکام باشی

    • سلام ترمینوس بزرگوار
      سال نو شما هم مبارک
      راستش موضوع بالاترین برایم اهمیت ذاتی ندارد. صرفا تریبونی است که اگر روزی صلاح بدانم از آن استفاده می کنم و در غیر این صورت راهم را می کشم و جایی دور از هیاهوها و سطحی نگری های عارض شده بر اجتماع مجازی ایرانیان گام برمی دارم. طبیعی است که اجتماع اغلب کودکانه ی کاربران جدید که گمان می کنند با چند جمله ی احساسی بدل به مبارز راه آزادی شده اند و از این روی چنان ذوق زده می شوند که شمشیر بر روی هر رهگذری می کشند، برای من، شما و بسیاری از دوستان اهل بحث و نظر نمی تواند برانگیزاننده باشد.
      با این حال به فرندفید گاهی اوقات سری بزنید… پوسته ی این محیطها چندان مهم نیست، باید افکار را دریافت و از آنچه سطحی و نازل است در هر شرایطی پرهیز کرد.

  8. درود
    عالی نوشتی اما من هنوز کمی با خودم کار دارم تا بتوانم نا امیدی‏ام را نسبت به این جامعه بکنار بگذارم.
    البته خود بزرگ بین هم نیستم و میدانم که خودم هم بخشی از این جامعه و مسئول وضع فعلی هستم.
    باید چاره‏ای اندیشید!
    پلار جان بسیار خوشحال شدم گپی هر چند کوتاه با شما زدم، حتما به فرفر سر خواهم زد.
    به امید دیدار در ایرانی آزاد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: