نگاشته شده توسط: passionofanna | اوت 26, 2011

بازخوانی واپسین دیدار با دکتر بشیریه پیش از ترک ایران: متعلق به اینجا هستم، اما هیچ وقت برای رفتن اینقدر بی قرار نبودم!

بستن بار سفر و پشت سر گذاشتن سرزمینی که با تمام وجود دوستش می داری، کار آسانی نیست. این کار به ویژه برای آنها که زندگی شان با دغدغه های جامعه شناختی سرزمین شان گره خورده و زیست شان همبسته ی تاریخ سراسر زوال میهن شان باشد، جانفرساتر است. و به مراتب جانکاه تر اگر آن شخص، عمری بر سر پروراندن مفاهیم متعالی و اخلاق مند در عرصه ی سیاست و جامعه گذاشته باشد و اینک در پیشگاه تندبادهای سهمگین کژاخلاقی، راهی جز رفتن و گم شدن و از یاد رفتن نداشته باشد. آن همه شور و شوق، آن آرمانخواهی ها و سودای اخلاق داشتن ها، پس از سالها نبرد فرساینده رنگ می بازند و اندیشمند دغدغه مندِ دردآشنا، سرانجام زنگ پایان را به صدا درمی آورد تا بار دیگر هجوم بی امان و بازنایستادنی غول نافرهیختگی را یادآور شود. بازخوانی تاریخی امروز، شرح واپسین دیدار با یکی از فرهیخته ترین ایرانیانی است که پس از سالها تلاش و سماجت بر سر زیستِ فکورانه در این سامان، بار سفر بست و روانه ی غربت شد. حسین بشیریه حتی در این واپسین گفت و گو نیز با شور و شوق، اما نگرانی فزاینده درباره ی آینده سخن می گوید؛ از دولتی که به مدعای مهرورزی تنها چند صباحی است که بر گرده ی قدرت سوار شده است و اصلاح طلبانی که گرفتار پندارهای تخیلی اند… بشیریه در بخشی از این گفت و گو ابراز امیدواری می کند که بزودی به کشور بازگردد. از این ابراز امیدواری قریب شش سال می گذرد! گزارش فریبا پژوه از روزنامه ی شرق (14 مهر 1384) را می خوانیم:

از جمله تأثیرگذارترین افراد آکادمیک که از کنار تأثیرات فکری اش بر جریان اصلاحات در سال های گذشته نمی توان به سادگی گذشت، دکتر حسین بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران است. حسین بشیریه طی دو دهه اخیر با تألیف و ترجمه بیش از صد عنوان کتاب و مقاله، جایگاهی عمیق و موثر در تغییر اندیشه سیاسی نخبگان و جریان روشنفکری و همچنین ترویج دموکراسی و مفاهیم مدرنیته داشته است. در پی موج جدید مهاجرت نخبگان از کشور، بشیریه نیز قصد سفر دارد اما هنوز حسین بشیریه را در اتاق قدیمی اش در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می توان یافت. در مقابل دکتر، میز بزرگ رنگ و رو رفته چوبی قرار دارد که بخشی از آن شکسته است با این حال او چند بار با دست بر روی آن زد و گفت: من به این میز تعلق دارم. یک بار از آنها زمانی بود که گفتم، استاد چرا از ایران نمی روید؟ دانشگاه جورج تاون آمریکا مدتهاست از دکتر بشیریه برای تدریس دعوت کرده است. دکتر با اینکه هیچ وقت از آن سفر ابراز خرسندی نکرده، این بار نیز گفت: من متعلق به اینجا هستم. ولی اضافه کرد: اما هیچ وقت برای رفتن اینقدر بی قرار نبودم. البته دکتر تأکید کرد که زود به کشور بازخواهد گشت. چندی پیش که در ایمیلی به دکتر، از رخوت عالم سیاست و رسانه ای کشور گلایه کرده بودم، برایم نوشت: آنچه که در مورد خودتان گفتید، وصف دقیقی از حال من هم هست.

نگران وضعیت علوم سیاسی
بخش قابل توجهی از دغدغه ها و نگرانی های دکتر به ناکارآیی حوزه آموزش و پژوهش مربوط می شود. استاد این بار از وضعیت علوم سیاسی در دانشگاه های کشور ابراز تأسف کرد و گفت: کاش این رشته در این دانشگاه منحل می شد. و من فکر کردم که دانشکده حقوق و علوم سیاسی داشنگاه تهران با آن قدمت و پیشینه چرا باید رشته علوم سیاسی نداشته باشد؟ و دکتر می گوید که علوم سیاسی به لحاظ علمی معنایی در دانشگاه ها ندارد، خیلی از دانشجویانی که وارد این رشته می شوند، بعد از دو یا سه ترم انصراف می دهند و این مسأله برای گروه علوم سیاسی دانشکده نگران کننده است. پس از تأکید مجدد من بر قدمت دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، استاد اضافه کرد: این رویه است، ور نه سیستم آموزشی این رشته در این دانشکده پوسیده است.
دکتر بشیریه معتقد است در وزارت علوم برای رشته علوم سیاسی واحد قرار نمی دهند ، بلکه بر اساس افراد و اساتید واحدهای درسی را برای دانشجویان اختصاص می دهند. وی در انتها اظهار امیدواری کرد: کاش می توانستم و دستم باز بود تا تغییراتی در این رشته پدید بیاورم. دکتر بشیریه سالها است که این دغدغه را دارد، او در کتاب «درس های دموکراسی برای همه» در مقدمه کتاب چنین بحثی را مطرح کرده بود. در آنجا آمده بود: شاید بتوان دو نوع علم سیاست را از هم تمییز داد: یکی علم نظری و «طبیعی» سیاست و دوم علم «عملی» یا «تأسیسی» سیاست. علم طبیعی یا نظری سیاست، مجموعه مطالعات تاریخی، جامعه شناسانه، روان شناسانه و انسان شناسانه درباره رفتارهای طبیعی انسان در حوزه سیاست، انگیزه های رفتار، شیوه شکل گیری انواع سلطه های طبیعی، به صورت غلبه اقوام بر یکدیگر، سلطه جباران و خودکامگان بر اتباع منفعل، غلبه گروه های مسلط اقتصادی، قومی، نژادی و غیره بر سایر گروه ها، سلطه دولت های قوی تر بر دولت های ضعیف تر و هر وجه دیگری است از سلطه که در «طبیعت» جامعه و سیاست ممکن باشد.
اما علم سیاست عملی یا تأسیسی مجموعه مطالعات کلی و تاریخی درباره هر نوع نظام سیاسی طبیعی و رفتار سلطه جویانه نیست.، بلکه دانش دقیق تری درباره چگونگی ایجاد ثبات سیاسی، تنظیم رابطه بین دولت و شهروندان، حدود اختیارات و حقوق و تکالیف آنها، چگونگی تبدیل خواست های عمومی به سیاست های عمومی، چگونگی تضمین مشروعیت نظام های سیاسی، تنظیم روابط جامعه مدنی و دولت، رابطه قوای دولتی، جلوگیری از تمرکز قدرت و فساد و زوال سیاسی و… و نظیر اینها است. در ادامه این بحث آمده است: به نظر می رسد برای سودمند کردن مطالعات سیاسی در ایران می باید در تدریس این رشته این تفکیک در نظر گرفته شود. باید جز مقدمات لازم، بخش عمده آنچه در علم سیاست به عنوان علم طبیعی مطرح می شود، همراه با ابعاد فلسفی، تاریخی و جامعه شناسانه آن، در دوره کارشناسی حذف شود و برای مطالعات تخصصی تر و ذوقی تر منظور گردد. در مقابل، علم عملی و تأسیسی که در همان محدوده مطالعه نظام دموکراسی می گنجد، به عنوان چارچوب اصلی مطالعات کارشناسی پذیرفته شود.

آخرین کتاب
دکتر بشیریه همزمان با تدریس در امر تألیف نیز فعال و پرکار است. بر روی میز چوبی شکسته دکتر در لا به لای صدها برگ و مجلد از کاغذ و پوشه و طرح و پایان نامه و کتاب، کتابی جلب توجه می کند که جدیدترین اثر ایشان است. «گذار به دموکراسی» معرفی این کتاب را پیش از آن در سایت بی بی سی دیده بودم. ایشان درباره کتاب گفت: ما تلاش داریم در این فضای رخوت سیاسی، با انتشار این مجموعه مقالات، حرکتی داشته باشیم. از دکتر سوال می کنم آیا فکر می کنید مجموعه مقالات دفتر دوم، از زیر ممیزی می گذر یا نه؟ دکتر سکوت می کند و تنها به لبخندی اکتفا می کند.

نوسازی اصلاح طلبان
هر چه بیشتر سعی می کنم در مباحث روز وارد شوم، با عدم تمایل بیشتر استاد مواجه می شوم. از اصلاح طلبان که حرف می زنم، استاد می گوید به هر حال فعالیت گروه های اصلاح طلب ادامه دارد و با اینکه در بازه زمانی کوتاه چشم انداز روشنی دیده نمی شود، اما در بلند مدت می توان تغییراتی را پیش بینی کرد.
دکتر معتقد است که باید در جریان اصلاحات بازسازی و نوسازی صورت پذیرد و رهبران اصلاح طلب باید به نقد جدی عملکرد خود بپردازند. دکتر همچنان به جریان اصلاحات امیدوار است و البته منتقد.

کابینه در سایه در انگلیس معنی می دهد
نقد او بیش از آنچه متوجه تأثیرگذاری اصلاحات باشد، چنگی است بر کارآمدی این جریان. کما اینکه بخشی از دیدار با ایشان به بحث درباره موضوعی عنوان شده از سوی اصلاح طلبان سپری شد که به اعتقاد استاد بیش از آنکه عملی و کارآمد باشد، شعاری و آرمانی است.
موضوع مورد بحث، ایجاد «دولت در سایه» بود که از سوی جبهه مشارکت ایران اسلامی عنوان شده است.
دکتر بشیریه در توضیح این پدیده به پیشینه آن پرداخت و با اشاره به اینکه «دولت در سایه مقوله ای است که بیشتر مختص انگلستان است» خاطرنشان کرد: دولت در سایه قابل تحقق در نظام های پارلمانی است و با اینکه در انگلستان این موضوع مرسوم است در کشورهایی که مستعمره انگلیس بودند چنین اتفاقی نمی افتد. وی اضافه کرد: در انگلیس برخلاف ایران دو انتخابات جداگانه برای ریاست جمهوری و مجلس انجام نمی شود، بلکه مردم از میان دو حزب کارگر و محافظه کار، مجلس عوام را تشکیل می دهند و حزبی که حائز اکثریت در مجلس می شود مأمور است کابینه را تشکیل دهد و کسانی می توانند به عنوان نخست وزیر و وزرا در کابینه حضور یابند که عضو مجلس عوام بوده باشند.
کابینه سایه یا همان (shadow cabinet) از این به بعد موضوعیت می یابد. به این معنی که حزبی که در مجلس عوام اقلیت است، به موازات کابینه اصلی، آدم های خودش را که از نمایندگان مجلس هستند، در کابینه ای مجازی می گمارد و کابینه ای در سایه تشکیل می دهد که اعضای آن به دلیل آنکه نماینده مجلس هستند، در قدرت سهیم هستند.
پس اولین ویژگی کابینه سایه این است که اعضای آن به نوعی باید در قدرت سهیم باشند. وظیفه اصلی کابینه سایه، نظارت بر دولت است و افراد بطور تخصصی وزارتخانه های مختلف را تحت نظر و بررسی قرار می دهند. طبق قانون اساسی انگلستان دولت موظف است برای کابینه سایه ردیف بودجه تعیین کند، بنابراین برای تشکیل «کابینه سایه» مشکل مالی وجود ندارد. از سوی دیگر از آنجا که دو حزب «محافظه کار» و «کارگر» همواره رقیب اند و همدیگر را زیر نظر دارند، حزب پیروز اطلاعات وزارتخانه های خود را به طور کامل در اختبار کابینه سایه قرار می دهد، به عبارتی فراروی فعالیت، نقد و نظارت کابینه سایه هیچ چیز سری وجود ندارد. نکته آخر اینکه از آنجا که هر دو حزب از ابزارهای ارتباطی مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات بهره می برند، دیدگاه ها و نظرات خود را به اطلاع مردم می رسانند. دکتر این بحث را اینگونه به پایان می رساند: با مقایسه شرایط ایجاد «کابینه سایه» با شرایطی که در حال حاضر برای جریان اقلیت در حاکمیت وجود دارد، می توان دریافت که این بحث مجازی بوده و در حد یک شعار و در یک نگاه خوشبینانه به عنوان یک «آرمان» بوده است.

Advertisements

Responses

  1. مبحث مربوط به ((دولت سایه)) به خصوص مهم است، و تنها یکی از ایرادهای راهبردی است که می توان به طرز تفکر غیرکاربردی اصلاح طلبی گرفت. البته با قلع و قمع شدن کامل اصلاح طلبان، این موضوع الان دیگر حتی جای بحث هم ندارد.

  2. مرگ برماایرانیان بی غیرت وفرصت طلب، عمده این اصلاح طلبان که درآمریکا رحل اقامت افکنده اند اگرنگوییم زیردست دکتربشیریه بزرگ شده اند حداقل بخش مهمی ازافکارخودرامدیون وی هستند ولی اکنون که بشریه درسیراکیوزنیویورک درتنهایی است کمترکسی به دیداروی می رود یابزرگداشتی برای وی گرفته می شود؟

  3. از توجه شما به استاد سپاسگزارم.

    • خواهش می کنم… باید از گزارش خوب شما در ثبت آن لحظات تشکر کرد.

  4. نثر پر اهن و تلپ و تصنعتی روزنامه نگار مکمل خوبی بود برای محافظه کاری متعفن این پیر مراد اسهال طلبان. رغبت نکردم تا آخر بخوانم.

  5. با سلام و عرض ارادت و خسته نباشید خدمت حضرت مصائب آنا (ع)!
    در حاشیه بحث شما باید گفت واقعا اگه یک بررسی بکنیم تعداد ایرانیان خارج از کشور , دلایل رفتنشون از ایران و سطح سواد و هنر و ثروت و … !!!! واقعا در این دنیای بزرگ هیچ حکومتی وجود نداره که با سرمایه هاش اینجوری رفتار کنه!

  6. با اجازه در فیسبوک شیر کردم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: