نگاشته شده توسط: passionofanna | فوریه 4, 2012

بازخوانی نامه ای که به اخراج 5 عضو کانون نویسندگان ایران در سال 1358 انجامید 

وبسایت بی بی سی فارسی، متنی انتشار داده است که حاوی گفت و گویی تفصیلی با دکتر باقر پرهام یکی از دبیران کانون نویسندگان ایران در نخستین سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. در این گفت و گو، پرهام ماجرای اخراج 5 عضو کانون نویسندگان را شرح می دهد و به تلاش های حزب توده در جهت بهره جویی از آوازه ی کانون برای مقاصد حزبی خود اشاره می کند. بازخوانی تاریخی امروز، تکمله ای بر آن مصاحبه است. نخست نامه ی سرگشاده ی این 5 عضو را می خوانید و سپس واکنش هیئت دبیران کانون به این نامه را، که سرانجام منجر به تعلیق عضویت این افراد در جلسه ی مجمع عمومی کانون مورخ 11 دی ماه 1358 می گردد.

______________________________________________________________
هیئت تحریره روزنامه محترم اطلاعات
مسأله ی برگزاری شبهای شعرخوانی و سخنرانی کانون نویسندگان ایران که می بایست از دوم آبانماه جاری تا ده شب متوالی در زمین چمن دانشگاه ادامه یابد، در یکماهه اخیر بارها در مطبوعات انعکاس یافته است. در این باره کانون، با توجه به موقعیت خطیر کنونی و احتمالِ حادثه آفرینی از سوی عواملی که برای دست یابی به مقاصد خودخواهانه شان محیط سیاسی ایران را متشنج می خواهند، از زبان سخنگوی هیئت دبیران خود چندبار اعلام کرده است که امنیت برگزاری این شبها باید از سوی وزارت کشور رسما طی نامه ای تضمین گردد، و گرنه کانون اقدام به برگزاری شبها نخواهد کرد و موضوع را به اطلاع همگان خواهد رساند.
عدم قبولِ شرط تضمینِ امنیت از سوی وزارت کشور -به هر دلیل که بوده باشد- موجب شد که بحث در داخلِ کانون درگیرد، و در پایان، دو نظر متفاوت در برابر یکدیگر بایستد. از این دو نظر، یکی بر آن است که برگزاری شبها، به رغم زمینه نامساعدی که وجود دارد، باید به نامِ دفاع از آزادی صورت بگیرد، حتی اگر به قیمت حادثه ای ناگوار یا نابودی کانون تمام شود. دیگری بر آن است که با توجه به محیط برانگیخته سیاسی و احتمالِ بروز حوادثی که تنها می تواند به سودِ دشمنان انقلاب باشد و موجودیت کانون را منتفی کند، بهتر است برگزاری شب های شعرخوانی و سخنرانی به فرصت مناسب دیگری موکول گردد.
برخوردِ این دو نظر تاکنون در دو نامه به امضای پنج تن از اعضای باسابقه ی کانون و پاسخِ توأم با تهدید هیئت دبیران به نامه ی اول منعکس شده است.
اینک به منظور پرهیز از اطناب، تنها متن نامه ی دوم برای اطلاع در اختیارِ آن روزنامه ی گرامی گذاشته می شود. خواهشمند است دستور فرمایند برای آگاهی مردم در صورتِ امکان، همه آن را با ذکر نام پنج نویسنده و شاعری که آن را امضا کرده اند در صفحات روزنامه چاپ و منتشر کنند.
با آرزوی توفیق در خدمت به انقلاب و مردم: محمود اعتمادزاده (به آذین)-سیاوش کسرایی-امیرهوشنگ ابتهاج(سایه)-فریدون تنکابنی-محمدتقی برومند

***

هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، اعضای محترم کانون، دوستان عزیز:
در جلسه عمومی سه شنبه گذشته، اول آبان 1358، بر اثر لحن افتراآمیز و موارد فراوانِ عدول از حقیقت، نوشته ای که در پاسخ نامه مورح 58/7/28 با امضای آقایان محمود اعتمادزاده (به آذین)-سیاوش کسرایی-فریدون تنکابنی و محمد تقی برومند از طرف هیئت دبیران خوانده شد و در پایان تهدید سختی هم در پی داشت، متأسفانه در غلیان احساس و قضاوت های از پیش شاخته برگزار شد. بایستی براستی متأسف بود، چنین چیزی در شأن کانون ما نیست، کانونی که علت وجودی و راستای فعالیت همیشگی اش کوشش در راه آزادی بیان و قلم، تحریص همگان به تحمل آراء و اندیشه های مخالف و تضمین متقابل آزادی فعالیت اندیشگی و هنری یکدیگر بوده است. این چه بیتابی است که هیئت دبیران و برخی اعضای کانون به شنیدن عقیده ای خلافِ آنچه خود بدان عشق می ورزند نشان می دهند؟ آیا تنها آن بار عادات و رسوبات محیط دیرپای استبدادی را که در آن بسر برده ایم باید متهم کرد، یا نیت خاصی در کار است که بر ما پوشیده است؟

دوستان،
برخورد ناروایی که در جلسه ی عمومی گذشته شاهد آن بودیم، ظاهرا از آنجا سرچشمه گرفته است که چند تن از همکاران باسابقه شما جرأت نمودند و آنچه را که در جلسات متعدد عمومی و جلسات کمیته برگزار کننده به کرات گفته بودند روی کاغذ آوردند و در نامه ای رسمی به هیئت دبیران تسلیم کردند. در آن نامه به جو برانگیخته سیاسی، به حوادث اسف بار کردستان و خوزستان، به درگیری بیهوده و خونین انزلی اشاره می شد و، با نگرانی از آنکه مبادا شبهای شعرخوانی و سخنرانی کانون نویسندگان ایران بهانه حادثه آفرینی به گروهها و دسته های غیرمسئول یا مخالف از هر قبیل بدهد و در واکنش آن حتی موجودیت کانون به خطر بیفتد، گفته می شد، حال که وزارت کشور به تضمین امنیت این شبها تن نمی دهد (و هیئت دبیران هم، طی اعلامیه ها و مصاحبه ها، برگزاری شبهای کانون را به چنین تضمینی از سوی وزارت کشور مشروط کرده بود)، بهتر است و به صلاح است که این امر به موقع مناسب دیگری موکول گردد. نکته قابل توجه آن که وزارت کشور در آخرین نامه اش به تاریخ 58/7/29 یعنی یک روز پس از هشدار پنج تن از اعضای کانون، بار دیگر از تضمین امنیت شبهای شعر و سخنرانی سرباز می زد و با اشاره به قصد هیئت دبیران به برگزاری هرچه باداباد این شبها، تلویحاً مسئولیت هر حادثه احتمالی را به گردن کانون می انداخت.
به راستی نمی توان دانست که این اصرار هیئت دبیران در برگزاری شبهایی که به گفته آقای دکتر پرهام در جلسات کمیته برگزار کننده مفهومی سیاسی دارد از کجا مایه می گیرد؟ آیا این نیست که پاره ای سازمانها و گرایش های سیاسی که به هر علتی امکان فعالیت آشکار ندارند، از آنجا که در ترکیب کنونی هیئت دبیران رسوخی یافته اند، می خواهند این شبها را به صحنه تبلیغات خود مبدل سازند، یا کانون را پوششی برای فعالیت سیاسی خاص خود کنند؟ چیزی که مطلقاً با اساسنامه کانون و موضوع اصولی آن منافات دارد. هر چند که هیئت دبیران فعلی در طول هفت ماهی که از انتخاب آن می گذرد، در چند مورد مشخص، یعنی صدور و شرکت ناموجه در برخی میتینگ ها و اعتصابات سیاسی، سابقه ای که از این لحاظ ایجاد کرده و اعلامیه به حمایت از روزنامه ای با موضع خاص سیاسی داده، مورد اعتراض قرار گرفته است.
با مسئولیتی که هر عضو کانون نویسندگان ایران در حفظ راستای درست کانون طبق اساسنامه و مرامنامه آن احساس می کند، با علاقه شدیدی که هر یک از ما به موجودیت مستقل کانون در خود سراغ دارد، یک بار دیگر به قوت و صراحت اعلام می کنیم که برگزاری شبهای شعرخوانی و سخنرانی در شرایط موجود به سود انقلاب ایران و به مصلحت کانون نویسندگان نیست، و از هیئت دبیران می خواهیم که بیش از این در موضع لجاج نایستد و در تصمیم خود تجدیدنظر کند.
در پایان، از آنجا که هیئت دبیران در نامه مورخ 58/8/1 خود که در جلسه عمومی خوانده شد از سر ناشکیبایی در برابر سخن حق و حکم مصلحت، پس از یک رشته تهمت و بهانه سازی ما را مستبدانه تهدید به اخراج از کانون کرده است، حقاً انتظار پوزش خواهی از سوی هیئت دبیران داریم و امیدواریم که در آینده، اظهار عقیده مخالف را بر کسی جرم نشمارند و به آزادی بیان در عمل احترام بگذارند. حفظ وحدت کانون به چنین مراقبتی بستگی دارد.
ضمناً چون شخص آقای دکتر پرهام موضوع اختلاف نظر درباره ی کانون را در سرمقاله «کتاب جمعه» شماره چهارم آبان، به بیرون از چاردیواری کانون کشانده و این ممکن است موجب سوءتفاهم گردد، نامه حاضر برای روشن شدن اذهان از راه مطبوعات در اختیار عموم گذاشته خواهد شد. والسلام.
اعتمادزاده (به آذین)-سیاوش کسرایی-امیرهوشنگ ابتهاج(سایه)-فریدون تنکابنی-محمدتقی برومند

_______________________________________________________

به اطلاع اعضای کانون نویسندگان ایران می رساند:
با توجه به اعتراض های ناموجه کتبی و شفاهی آقایان محمود اعتمادزاده (به آذین)، سیاوش کسرایی، امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)، فریدون تنکابنی و محمد تقی برومند نسبت به برگزاری شب های کانون نویسندگان ایران، که مخالفِ تصمیم اکثریت قریب به اتفاق اعضای کانون در طی جلساتِ عمومی است

با توجه به اینکه نامبردگان فوق از آغازِ تدارک برای برگزاری شب های کانون بهیچوجه مخالف برگزاری شب ها نبودند و آقایان محمود اعتمادزاده و سیاوش کسرایی به دعوت هیأت دبیران در جلساتِ کمیته ی تدارک شرکت کردند و هر پنج تن تقاضای ایراد سخنرانی و شعرخوانی در شب ها را داشته، موضوع های سخنرانی خود را نیز به کمیته ی تدارک اعلام کرده اند؛ این رویه بکلی مغایر با جار و جنجالی است که ناگهان چهار روز مانده به شروع برگزاری شب ها (در تاریخ اعلام شده قبلی) از طریق طرح کتبی و شفاهی نظریات مخالفت آمیز خود در کانون ایجاد کرده اند. با توجه به اینکه نامبردگانِ فوق به هیچیک از پاسخ های کتبی و شفاهی هیئت دبیران و نظریات اکثرِ اعضای کانون و بیانیه های رسمی و مصاحبه ی هیئت دبیران مبنی بر توضیح هدف هایی که کانون نویسندگان ایران در طی شب های کانون دنبال خواهد کرد و شب های کانون فقط در شرایطی برگزار خواهد شد که امکان هیچگونه سوء استفاده برای ضدانقلاب باقی نماند، کوچکترین وقعی ننهاده، به نفاق افکنی و مخالفت های هدایت شده خود ادامه داده اند. با توجه به اینکه نامبردگان فوق با استناد غیرمنطقی به مقاله ای که در مورد جنبش روشنفکرانِ ایران در «کتاب جمعه» منتشر شده و هیچ ارتباطی به مسائل داخلی کانون بویژه شب های کانون ندارد، ضمن انتشار نامه های اعتراضی خود در روزنامه های مستقل و ارگان حزب توده ایران و دیگر مطبوعات وابسته به آن، مسائل داخلی کانون را نیز بشکلی یکجانبه و مغرضانه طرح کرده، تهمت ها و افتراهایی به کانون نویسندگان ایران، بویژه هیئت دبیران آن زده اند و بناحق چنین وانمود کرده اند که گویی جلساتِ عمومی کانون مرکز مخالفت با جمهوری اسلامی و هدف های انقلاب ایران است. با توجه به اینکه نامبردگانِ فوق در مقاله ای تحت عنوانِ «آنجا چه می گذرد؟» (در شماره چهارِ اتحاد مردم مورخ دوشنبه 14 آبان 1358) به این نتیجه رسید که اقداماتِ آقایان محمود اعتمادزاده (به آذین)، سیاوش کسرایی، امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)، فریدون تنکابنی و محمدتقی برومند، مخالف با موضع و اساسنامه و کوشش برای جلوگیری از فعالیت های فرهنگی سالم و سازنده کانون نویسندگان ایران است و به اتفاق آرا رأی به تعلیق عضویتِ نامبردگان فوق در کانون نویسندگان ایران داد. بدیهی است تصمیم گیری نهایی در این مورد با مجمع عمومی کانون خواهد بود.

هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران / 1358,8,14

Advertisements

Responses

  1. Reblogged this on فرهنگی و هنری.

  2. هر کسی که دراین رویداد (اخراج به اذین،ابتهاج،کسرایی) سهمی داشته باید از خود خجالت بکشد. این رویداد نشان داد که جامعه ایرانی با انقلاب 57 تنها فقط ماسک شاه را کنار زد و ماسکی به مراتب خونریز تر به صورت خود اویخت.
    وقتی فرهیخته ترین انسانهای یک جامعه علی رغم دوستی وداشتن پیشنیه طولانی همکاری و همفکری ان هم در زمینه ادبیات نمی توانند حتی یک سال باهم زیر یک سقف کار کنند دیگر قدرت سیاسی و ثروت جای خود را دارد. بیخود نبود که از روز اول انقلاب جوی خون جاری شد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: