نگاشته شده توسط: passionofanna | آوریل 19, 2013

روشنفکرِ از زمانه طلبکار، به روایت احمد سیف

احمد سیف در کتاب «پیش درآمدی بر استبدادسالاری در ایران» (نشر چشمه، 1379) مقاله ای دارد با عنوان «درباره ی منش روشنفکران» که ابتدا با بررسی انتقادی گفتار و کردار احمد شاملو در برخی مصاحبه ها و نوشته هایش آغاز می شود و سپس به ارائه ی ویژگی های تیپیکالِ یک روشنفکر از زمانه طلبکار می انجامد، و این همان تیپیکال روشنفکر ایرانی است که در اطراف و اکناف بسیار دیده ایم. مقاله ی سیف به راستی خواندنی و البته حائز نثری کنایه آمیز و برّنده است. بد ندیدم بخش هایی از این مقاله را، آنجا که به توصیف روشنفکر از زمانه طلبکار ایرانی می پردازد اینجا با شما هم قسمت کنم:

IMG_2831

*روشنفکرِ از زمانه طلبکار بحرالعلوم است و از اینکه دیگران این «واقعیت بدیهی» را نمی بینند و یا نمی پذیرند، به راستی خون دل می خورد. اگر صحبت بر سر سیاست باشد، پس او سیاستمداری است بی همتا، اگر از اقتصاد، بیکاری و تورم حرف و سخنی باشد، آدام اسمیت، ریکاردو، کینز، مارکس سگ کی باشند! هیچ کس به مهارت و کاردانی یک روشنفکر از زمانه طلبکار نمی تواند رفع بحران و بیکاری و تورم و غیره بکند.
اگر شعر بگوید، یعنی شاعر باشد و یا گمان کند که شاعر است، حتما از بزرگترین شاعران زمانه ی خویش است. اگر شعری نگوید، حتما شعرشناس است. اگر قصه و رمان ننویسد، بدون تردید تئوری قصه نویسی و رمان نویسی را فوت آب است. اگر قصه و رمان بنویسد که سالهای چاپ آثارش به راستی درخشان ترین دوره ی قصه نویسی و رمان نویسی است. اتفاق می افتد که یک روشنفکرِ از زمانه طلبکار، مثلا نمی تواند اسم و رسم پسرخاله اش را به خاطر بیاورد، ولی می داند که فلان نویسنده صاحب نام و حتی گمنام خارجی در کتاب فلان، در صفحه ی چندم، پاراگراف وسط، سطر اول چه نوشته است؟ . چرا نوشته است؟ و از آن جمله چه قصد و غرضی داشته است. تعجب آور اینکه وقتی قرار است چیزی به روی کاغذ بیاید، از این دقت نظر و جزئیات محاوره ای اثر و نشانه ای نیست. چشم خواننده کور، برود و منابع را پیدا کند.

*خود برتر دیدن روشنفکرِ از زمانه طلبکار به این صورت تجلی می یابد که او نه فقط جوینده ی راستین حقیقت، که خودِ حقیقت راستین می شود. این یعنی که حقیقت گویی خصلت ثانویه ی او می شود و حرف های او، یعنی روشنفکرِ از زمانه طلبکار آن قدر درست است و حقیقت دارد و بجا است و فارغ از هرگونه کم و کاستی و ندانم کاری که نیازی به هیچ مکانیسم کنترل کننده ای نیست، بدیهی است که قصدم از این مکانیسم کنترل کننده، ممیزی و سانسور دولتی نیست. ممیزی و سانسور در هر شرایط و در همه جا هدفی غیر از حقیقت ستیزی ندارد. باری، به اعتقاد من بازتاب این باور است که موجب می شود تا روشنفکران از زمانه طلبکار در آنچه می نویسند خود را موظف به ارائه ی منابع و مآخذ نمی بینند و از همین جا است و از همین رو است که اشاره به این نامها بیشتر ترجمان تظاهر به دانش است تا خود دانش. در صورتی که کسی که دانشی دارد، ضرری نمی بیند که دیگران نیز از دانش او بهره مند شوند ، چرا که جامعه ای با سطح بالاتری از دانش، قدرِ یک دانشمند را بهتر از جامعه ای خواهد دانست که دانش چندانی ندارد.

*روشنفکر از زمانه طلبکار معمولا با تاریخ میانه ندارد و به همین دلیل آن را جدی نمی گیرد. البته اگر ضرورتی پیش بیاید، حاضر است تا سالهای کودکی خویش به گذشته رجوع کرده و علت یابی تاریخی بکند. با همه ی بی علاقگی و بی توجهی به تاریخ، یک روشنفکر از زمانه طلبکار تردیدی ندارد که خودش برای رهبری فکری جامعه رسالت تاریخی دارد. بحرالعلوم دانستن خویش نیز در راستای این رسالت است که معنی پیدا می کند. به همین نحو، در انجام این رسالت است که در دادگاهی که برای همگان تشکیل می دهد، خود نقش قاضی، دادستان و هیئت ژوری را بر عهده می گیرد.
ناگفته روشن است که چنین روشنفکری سمبل انکارناپذیر تعهد است و معمولا هم تعهدش پسوند اجتماعی را یدک می کشد. کمتر اما اتفاق می افتد که از تعهد اجتماعی تعریفی به دست بدهد. در هر دوره ای هر آنچه که می کند، معنای تعهد اجتماعی اوست. تعجبی ندارد که در نبود این تعریف مشخص، تعهدِ اجتماعی یک روشنفکر از زمانه طلبکار بی شکل می شود، یا درست تر گفته باشم، مایعی می شود که شکل همان ظرفی را می گیرد که در آن عرضه می شود. برای مثال تا پریروز باید «چپ» می زد و به قول نیمای بزرگ خودش «ماتریالیسم دیالکتیک» بود. و حالا چند صباحی است که ورق از سوی دیگر برگشته است. حالا دیگر به چشم چپ، و دست چپ، و پای چپ خود هم، حتی چپ چپ نگاه می کند.

Advertisements

Responses

  1. ممنون،وبلاگ خوبي داريد

  2. درود بر شما. گزیده های جالبی است از کتاب؛ گرچه در مقایسه با نوشته های دیگرتان کمی از سر بی حوصلگی و حتی شتابزده و بی نتیجه به نظر می رسد. امیدوارم این را حمل بر جسارت نکنید. منتظر نوشته های بعدی تان می مانم.

  3. مخلص مصائب آنای کم پیدا ! خیلی عالی بود و متناسب با وقایع روز ! بسی صفا کردیم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: