نگاشته شده توسط: passionofanna | ژانویه 17, 2017

فریب خورده / دان سیگل (1971)

دیالکتیک عاشقانه را تنها عاشق و معشوق نمی آفرینند ، چه اگر تنها عاشق و معشوق بی واسطه در تن یکدیگر می آرامیدند ، چیز دیالکتیکی وجود نمی داشت . رقابت ها ، حسادت ها و گاه رنج از آنهاست که داستانهای عاشقانه را از کهن الگوهای اسطوره ای تا به اکنون ، همچنان زنده نگاه داشته است . دان سیگل در فریب خورده ( 1971 ) ، طرح واره ای غریب و بشدت انتزاعی می آفریند که بواسطه ی انتزاعی بودنش ، بیش از آنکه بکار بازنمایی واقعیت آید ، در تبیین آنارشی نمادین در رابطه ی میان زنان و مردان اهمیت می یابد .
جان مک برنی ( کلینت ایستوود ) ، افسر اتحاد شمال در جنگ های انفصال آمریکاست که خسته و مجروح ، به داخل مدرسه ی دخترانه ی دور افتاده ای در جنوب پناه می آورد . مردی جذاب ، اما ناشناس ، که در مواجهه با هر یک از این زنان و دختران ، شناسه ی متفاوتی از خود ارائه می دهد . برای یکی شان پرسونای مردی عاشق و ثابت قدم ، برای دیگری پرسونای دون ژوانی بی اعتنا و برای مدیر مدرسه خانم مارتا ( جرالدین پیج ) ، مردی که می تواند خاطره ی برادری از دست رفته را بازستاند .
با این حال ، فلاش بک های فیلم ، در ستیز با روایت های مک برنی اند . آنگاه که مک برنی خود را دوستدار طبیعت معرفی می کند ، فلاش بکی او را در حال آتش زدن مزارع نشان می دهد . آنگاه که خود را صلح طلب و مخالف خشونت می خواند ، تصویرش به هنگام کشتن دشمنان جنوبی بر پرده می آید .
آنچه در این فیلم عشق خوانده می شود ، چون حائل وارونه ای میان تن جنسی مک برنی و دختران مدرسه ی شبانه روزی کشیده شده است . تن جنسی مک برنی به طرز متقاعد کننده ای برای آن دخترها جذاب به نظر می رسد ، اما با این حال مک برنی می خواهد در عین حالی که برای آنان حکم دون ژوانی را دارد ، به جامه ی کازانووا نیز نشیند . او کازانووایی دروغین و دون ژوانی حقیقی است . فردگرایی مک برنی ، بیشتر به وسترنر های غرب میانه شباهت دارد ، با این حال زیرکانه می کوشد نظم نمادینی میان رابطه ی جنسی با آن زنان بیافریند . دخترها در رقابت جنسی دشواری با یکدیگر ، و مک برنی مواجه با آنارشی ای است که این رقابت میان آنها آفریده است . مک برنی از صحنه ی جنگی خونبار ، به صحنه ی ستیزی دیگر وارد شده است ، ستیزی که نه سرزمین و اعتقادات اش ، بل تن او را هدف گرفته است . مکانیزم دفاعی در جنگ های کلاسیک بر مبنای آداب و استراتژی های نظامی ، تعین یافته و مشخص شده اند ، اما در نبردی که هدفش تصاحب تنی جنسی است ، مکانیزم های دفاعی متداول چندان بکار نمی آید ، چه آنکه لحظه ای درنگ و حرکتی نابجا ، می تواند فاجعه ای به بار آورد . صحنه ی نبرد ، تن جنسی مک برنی است .
مک برنی از صحنه ی نبرد قدرت های متخاصم شمال و جنوب جان سالم به در می برد ، اما از ستیز زنانه بر سر تن جنسی اش خلاصی نمی یابد . فرماندهان نظامی و مردان سیاست سرانجام بر سر مناسبات قدرت به مصالحه می نشینند ، اما ستیز برای تصاحب تن جنسی ، اغلب نه به مصالحه بر سر موضوع مورد مناقشه ، که به انهدام آن می انجامد . شاید نمونه ای از این روایت نمادین را بتوان در داستان مزاحم خورخه لوییز بورخس نیز مشاهده کرد ، که در آنجا رقابت بر سر تن زنانه ، میان دو برادر در جریان است ، و فرجام این ستیز را این مردان ، در از میان برداشتن صحنه ی نبرد ( تن جنسی زن ) می یابند ( روایت سینمایی آن را مسعود کیمیایی در فیلم غزل عرضه کرده است )
شاید از این روی باشد که دان سیگل پایان فیلم را در نمایی امیدبخش به پایان می رساند ، که گویی همه چیز به سامان رسیده ، صحنه ی ستیز آرام گرفته است و زنان بار دیگر در میان خود پیوسته شده اند .
**********************************************************
پ.ن : این فیلم در سالهای دهه ی 50 شمسی با عنوان « بیگانه ای که دوست می داشتیم » ، در سینماهای ایران اکران شده بود

Advertisements

Responses

  1. این مطلب جدیدتون که انشاالله به مطلب قبلی ربطی نداشت دیگه!!!
    یک کم من رو یاد «سوربز» اثر یوسا انداخت

    • جناب خوارج عزیز . بازگشت به علائق اصلی و زمینه ی کاری همیشگی ام بود .
      آهان از اون نظر میگین ؟ 🙂
      نه واقعا بهش فکر نکرده بودم … ولی جالب بود !

  2. این فیلم رو خیلی وقت پیش دیده بودم…
    فقط یادمه چالشهای عجیبی داشت.
    مطلب شما رو که خوندم انگار که دوباره فیلم رو دیدم!
    نقد شما عالی بود…دستتون درد نکنه.

    • خواهش می کنم دوست عزیزم .
      خوشحالم که خاطره ای را در شما زنده کرد

  3. چند وقت پیش مطلب شما را دیدم. چون همه مطالب شما را دوست دارم تشویق شدم تا فیلم را بگیرم و ببینم. امروز وقت شد و دیدم. واقعاً فیلم خوبی است و عجیب است که اینقدر مهجور است.
    به هرحال ممنون از مطلبتان.

    • از این بابت خوشحالم.
      و از جهتی متاسف که فرصت کافی برای نوشتن درباره ی سینما بدست نمی آورم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: